من ديگه نمی خوام از تنهايی بگم از ناراحتی و از  اين جور چيزا !!! البته می خوام

سعی کنم...  من  يه دوست خوب پيدا کردم که قرار گداشتيم با هم  که ديگه از تنهايی

نگيم با اينکه همديگه رو نمی بينيم اما می خوايم که  به تنهايی ديگه فکر نکنيم  سخته

 اما ما می خوايم اين کار رو انجام  بديم

/ 5 نظر / 4 بازدید
بابك

سلام.من اولين باره كه به يه بلاگ ميام، واگه خدا بخواد ميخوام بلاگ نويس بشم

ليلا

عنوان وبلاگت را که خواندم نيت کردم بيام و بهت بگ ديگه تنها نيستی حميدرضا و البته خوشحال شدم که در همان جمله اول نوشتی دوست پيدا کردی و ديگه تنها نيستی. دلم گرفت ولی برای تو خوشحالم و بهت تبريک می‌گم. دعا کن منم تنها نباشم.

nilufar

سلام. خوبی؟ خيلی خوشحالم که حداقل تصميم گرفتی که از ناراحتی و غم و غصه حرفی نزنی.همه ناراحتی و غم و غصه دارن ولی نبايد زندگی کرد؟راستی عکس خيلی ناز و قشنگی گذاشتی.

ziba

سلام این بچه چه خوشگله ..........

homa

سلام ... می شه به من هم بگی چطور موفق شدی احساس تنهايی نکنی آخه منم خيلی احساس تنهايی می کنم...