جوجه یاکریم

دیروز  دومین جوجه یاکریم که توی پیلوت خانه ما لانه شون هستش، مرد . چند روز قبل هم یکی دیگه مرده بود. از اون لحظه هر چند ساعت یکبار جفت یاکریم ها  هی میاند و توی حیاط خونهمون سر صدا می کنند و یه سری به لانه شون می زنند و بعد میرند انگار باورشون نشده که جوجه هاشون مردن و دارند برای مرگ اونها بی تابی می کنند.... هنوز نعره های که  گاو  پدر برزگم  وقتی گوساله  مرده بود ، از شب تا صبح می کشید رو یادم  نرفته  ... خیلی سال پیش بود. دلم حسابی برای  گاوه سوخت . تا صبح فقط ماما می کرد و با صدای بلند  انگار بچه اش رو صدا می زد... غم از دست دادن خیلی سخته ... من که دوست دارم خودم اول بمیرم و دچار این غم دردناک نشم  فکر نکنم که طاقت داشته باشم...

/ 2 نظر / 5 بازدید
s.r

فیلمی از یک فیل دیدم که با چه زجری بچش به دنیا میاد ولی نفس نمیکشه....چه تلاشی میکنه تا دوباره زندش کنه ووقتی موفق میشه از شادی چشماش برق میزنه...حس عجیبیست این حس مادرانه...وشاید حس پدرانه...خدا هیچ بنده ای رو اینگونه امتخان نکنه... خدا عالمه...

وفــــا (... از عهد من تا وفای تو ...)

علت های مختلفی می تونه داشته باشه مردن جوجه ها.... ولی کلا یاکریم ها خیلی به دلیل نیوکاسل میمیرن...!!!!! خیلی وقته یاکریم ندیدم.... پروانه هممم خیلی وقته ندیدمممممممممممم... [ناراحت]