عشق و مهربونی...پی نوشت۲۵

 عشق و  مهربونی...

 یادمه  و  می دونم که یادته...

  اون روز که به تو گفتم دوستت دارم و    اون روز برای اولین بار  این جمله رو از  با تمام وجود

به تو گفتم   می دونی اخه چون عاشق تو شده بودم و نمی تونستم که به تو  نگم   ...

می دونی اون روز می خواستم   مثل این فیلم ها  رمانتیک  با صدای بلندی بگم  دوستت دارم

 ....  می دونی همیشه برای عاشق شدن دیر هستش  و باید زودتر  عاشق بشی اما وقتی  

به عشقت برسی دیگه هیچ وقت   زمان برات مهم نیست  انگار که عقرب ساعت زندگیت تا اخر

عمرت  ایستاده و  دیگه از جاش  حرکت نمی کنه مثل  اینکه   این لحظه تا ابد    همین جوری

 می مونه و تو ازش در نمی ایی بیرون ... می دونی شاید به خاطر همینه که  من هیچ وقت

نمی تونم  تو رو فراموش کنم و  همیشه به یادت  هستم و همیشه توی فکر و ذهنم هستی

تو بعد از اون لحظه...

پی نوشت۳۵:

۱ـ همه  باید بدونید و  فراموش نکنید که   من  اون رو دوستش دارم...

۲ـ   وقتی  همه جا درد و غم  هستش  شاید بعضی ها بگند که نباید  درباره عشق و مهر

و  چیزهای  قشنگ گفت و باید درباره دردها و غم ها  نوشت و گفت ...

۳ـ   به نظر من باید   وقتی نمیشه   درد ها رو برطرف کرد باید   از یاد بردشون و رفت توی

گوشه تنهایی  و اونجا از شادی ها نوشت از عشق نوشت ...

۴ـ ....

۵ـ  وقتی  که مردم  جسدم را خاک کنید  اما  نام و یادم  را در قلب های  و ذهن خود   از یاد

نبرید و به یادم باشید بگذارید که در ذهن ها و قلب ها  شما زنده باشم ...حمیدرضا

/ 35 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

سلام داداشی. ممنون سر زدی... نگران چی بابا آپ کردم... فعلـــــــــــــــــــــــــا

مريم گلی

سلام ... نوشته زيبايی بود ... ولی ميدونی هميشه نبايد دوست داشتن‌ها رو فرياد زد ... چون همين فرياد عشفت رو ازت ميگيره و همینطور لذت دوست داشتن رو ... بعضی وقتا به نفعته که در سکوت عاشق باشی ... ممنون که بهم سر زدی .. بازم بيای خوشحال ميشم

ايمان

هفته بزرگداشت مقام معلم گرامی باد . به اول زمانه ؛خلق خفته بودند ؛ و علما بيدار ! امروز ؛ علما خفته اند ؛ و خلق مرده ! سخن خفته ؛ مرده را چه سود دارد ؟! اما اين روزگاری است که رای خلايق تباه شده ؛ و مردم ؛ همه بد فعل و بد نيت گشته اند ! ...

رويا

رويا

همه باید بدونید و فراموش نکنید که من اون رو دوستش دارم

سياه مشق

سلام هم درد. من مطمئنم كه اگه حتي يه روز خودم يادم بره كه چه قدر دوستش داشتم اون و ديگران فراموش نمي كنن.به خصوص اون.مثل يه خوره اين فكر مي افته به جونش.چون بعد من هيچ كس نمي تونه مثل من دوستش داشته باشه!!!!! يادش به خير وقتي اولين بار گفتم بهش... قول بده وقتي تنها ميشمبازم بياي كنار من شبهاي جمعه كه مي شه بياي سر مزار من به زير خاكم و هنوز نرفته اي زياد من..... ببخشيد زياد حرف زدم.

من

فراموش کن اما گوشه تنهايی جای مناسبی برای پناه بردن نيست

علی

به کجا بايد رفت؟ به که دل بايد بست؟ به امينی که امانتدار است؟ به دياری که پر از ديوار است؟گريه ام می گيرد ...