من...

من بی کار ننشستم یه جا هر کاری بگید کردم.  بیشتر راه ها رو رفتم. سعی کردم  

واقعیت رو قبول کنم و رویا پردازی نکنم سعی کنم  زندگیم رو تغییر بدم البته موفق نبودم

بیشتر اوقات اما باز هم دارم سعی می کنم. سعی کردم  کار بکنم و روی پای خودم بایستم

سخت ترین کارهایی   که هیچ کدومم از دوستانم و کسایی که می شناسم انجام ندادن

تا بحال... توی یه جای کار کردم که هیچ کسی بیشتر از یه ماه داوم نمیارد  به خاطر شرایط

سختی که کار کردن اونجا  داشت ...  هیچ وقت خودم رو  دست بالا نگرفتم . هیچ وقت

ننشستم یه جا  ... 

سعیم رو کردم حالا شاید بعضی وقتا زیاد سعی نکردم اما  بیهوده  نبودم هیچ وقت

  می دونم هم خودکشی چاره کار من نیست و اگه هم بود  هم این کار رو نمی کردم

 قبلا بیشتر به خاطر اینکه حرام هستش الان بیشتر به خاطر اینکه نمی خواهم یه راست برم

جهنم بدون حساب و کتاب. من می خواهم اون دنیا دلیل این وضعیتم رو بفهمم.  بفهمم چرا

این جوری زندگیم بوده...

من این عشقی که مردم و عرفا می گن رو خیلی وقته قبول ندارم  چون به نظرم هر دوشون

درست نمی گن .من برای خودم یه نوع دیگه  و یه تعریف و یه شرایط دیگه برای عشق قائل

هستم.   البته می دونم که این عشق پیدا کردنش سخته و سخت تر اونکه  کسی که

مثل من درباره عشق فکر کنه  رو پیدا کرد...

من دوستی نمی بینم اینجا یه دوست واقعی اینجا وجود نداره و اصلا هم انتظار اینکه

پیدا بشه رو ندارم البته به قول یکی از  کسایی که اینجا میاد من یه عده دوست وبلاگی دارم

اینجا. دوست وبلاگی هم که مثل وبلاگ مجازی هست و ادم نمی تونه با چیزهای مجازی

ارتباط عاطفی پیدا کنه یا توقع  دلسوزی و دوستی داشته باشه

راستی من برای اینجا نمی نویسم که  کسی بخواهد به من توجه کنه اگه واقعا برای این

می نوشتم یه ادم پست فطرت و بی خود بودم اما من هیچ وقت نخواستم ترحم کسی

رو توی زندگی واقعیم  به خودم جلب کنم حتا زمانی که ناظم پست فطرت و کثافتی و

بی شرفی که ما رو توی مدرسه تنبیه می کرد  منتظر بود که بچه ها گریه کنن تا عقده  های

سرخورده روانیش  رو ارضاء کنه من هیچ وقت گریه نکردم حتا با اینکه بیشتر از بقیه تنبیه

می شدم اما باز هم هیچ وقت  خودم رو  به دورغ یا راست ضعیف نشون ندادم... حالا من

بخواهم با حرفهام یه  ترحم اون هم ترحم مجازی یه عده رو جلب کنم به خودم واقعا...

راستی  در باره دین صحبت کردن برای مردمی که هیچی ندارن و از فضاییل ماه های قمری

گفتن  نشون دهنده چی می تونه باشه ؟ دین؟؟؟!! دینی که   ادمهای  دچار فقر و بدبختی

هیچ چیز یش بدردشون نمی خوره...  اصلا ولش کن  ...

47837_wallpaper280.jpg

این گلها هم  تقدیم می کنم به نویسنده وبلاگ دختر تنها - زیبا که فردا تولدش هستش

تولدت مبارک

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريسا

سلام خيلی خوشحالم که اينطوری فکر ميکنی واقعا خوشحالم از ته قلبم دوست دارم هميشه شاهد شادی و موفقيت تو توی زندگی باشم. همين سختيها ادم رو ميسازه

مصطفی

سلام. از اینکه در کار کردن و تلاش اینطور فکر میکنی بسیار عالیست و من نیز با شما هم عقیده ام . اما اگر از زندگیت راضی نیستی این دلیل بیشتر به خود شما برمیگرده. زندگی انسان و چگونه زندگی انسان بستگی به جهان بینی او دارد یعنی اینکه هرجوری که بخواهی زندگی کنی می توانی و این بستگی دارد به اینکه دنیا را چطور نگاه میکنی.اما می توانی اگر زندگیت بد باشد از بدیها برای خوبی ها استفاده کنی. مثلا من الآن یه 2 ماهی هست که تنها هستم بخاطر کارم اما تنهایی اولش خیلی به من فشار آورده بود اما حالا کارهای عقب مانده ام رو دارم در تنهایی انجام میدهم و کلی هم کتاب خریده ام که بتوانم در تنهایی نهایت استفاده را ببرم و معلومات خودم را زیادتر کنم.خوب اینجوری اگه بخواهی نگاه کنی به زندگی ؛ زندگی خیلی سخته اما میشه از کمترین چیزها یا از بدترین موقعیت ها بهترین موقعیت ها را پیش آورد. این طور نیست؟ امتحان کن.

مصطفی

یک چیز دیگر اینکه سعی کن الفاظ بد را در وبلاگ بکار نبری چون وبلاگ زیبایت نازیبا می شود

.....leila

چه حس قشنگيه وقتی که با يک قلب,يک قلم و يک ورق, می گی از هر انچه که احساست می خواد.به دلت ياد می دی که چطور بنوازه. و چطور بارور شه. و حال يک روز دیگه, یک بنده ئ ديگه با يک احساس تازه ئ ديگه.موفق باشي

ناميرا

وب من منتظر پيامهای شما دوستان عزيز است!

مژگان

اميدوارم که هميشه موفق باشی

عاطفه

آدمی مادامی که خود را مخلوق اوضاع و شرایط برونی بداند ضربه می خورد اما همین که دریابد قدرتی خلاق است و می تواند به خاک و بذرهای نهان وجودش که اوضاع و شرایط از آن میبالند فرمان بدهد آنگاه ارباب بر حق خویشتن میشود .....همه توفیق ها و همه شکست های آدمی حاصل مستقیم اندیشه های خود اوست ....من با حرف آقا مصطفی موافقم ....لطفا سعی کن

زیبا

سلام دوست من ممنون از این همه محبتت

زیبا

نمیدونم چی بگم در مقابلاین همه مهربونی