فقط یه بار دیگه...

وقتی شب برف می باره  همه جا سفید و قشنگ میشه... وقتی  صبح میشه ماشینها و

ادمها از روش رد میشند اون همه سفیدی و پاکی شروع به خراب شدن و سیاه شدن ،میشه...

می دونی اول عشق هم همین طوریه سفید و پاک ... میدونی یهو وقتی که عاشق هستی

داره با عشقت زندگی می کنی ادمها و مشکلات پیش روت شروع می کنند به از بین بردن

عشقت ... شروع می کنند که همه جا رو برات سیاه و کثیف بکنند و تو رو از درون از بین بردن...

میدونی اون وقت ادم هی سعی می کنه که یه مقدار که از این سفیدی که مونده رو نگه داره

اما باز به اون حمله می کنند و حتا اون یه تیکه  رو هم سیاه و کثیف می کند...میدونی اون وقته

که ادم تنها به این امید زندگی می کنه که یه بار دیگه برف بباره... یه شروع دوباره با اونی

که دوستش داره... فقط یه بار دیگه...

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

می خوام يه بار ديگه برام يه مطلب بزاری تا من يه شروع خوب داشته باشم . به قولی برام بترکونی

زهرا

راستی می خوام بدونم ازمن چيزی نوشتی ......... !!!!!!! يه رازه نه ؟؟؟؟؟ بگو کدوم مطلبه ؟؟؟؟

لاريسا

بــــــرف و عــشـق ! چه تشبیه جالبی

هدی

به نظر من عشق مثل برفی که روی زمين نشسته نيست بلکه مثل گوله های برفيه که از آسمان ميريزه و هوای دل و ابری می کنه و ميری و آخرشم يه هوای پاک پاک واسه دلت يادگاری می زاره موفق و پيروز باشی

هدی

راستی یادم رفت بگم به منم سر بزن

زيبا

سلام اگه بدونی طرف ما چه برفيه عکسشو گذاشتم خواستی بيا ببين

زيبا

بار دومی وجود داره؟؟؟؟؟

مصطفی

سلام. هنوز هم مانند قبل کلامت سرشار از عشق است. ای کاش همينطور می‌ماندم.

نارسيسا

آپ خوشلی بود مرررررررررررررررررررررررررررسی گلم