این هم از زندگی ما که توی  غم و تنهایی  غرق شده و امیدی به خروجش  از این وضعیت نیست ... اما خدا رو شکر که هنوز میشه با دیدن  سرخ شدن البالو های توی  حیاط و  یاکریمی که توی  پارکینگ   لونه درست کرده و  گل های رز داخل باغچه که هر فصل یه رنگی هستش و یاد  شنیدن  یه جمله دایی گفتن یه خواهرزاده کوچیکم، شاد  شد و  دوباره انرژی گرفت! . خدا رو شکر که وضع مالیم خوب شده و   یه کار دارم. مهم نیست که درونم خسته و تنها و پر از غمه...

....

راستی وقتی   گاز یا برق قطع میشه تازه آدم متوجه  میشه که چه  قدر زندگیمون  به همین چیزهای ساده  وابسته شده . درست مثل الان که به خاطر تعمیر یه لوله سر کوچه گاز خونه مون قطع شده و ناهار  باید  بیرون بخورم!

/ 4 نظر / 5 بازدید
گنجشک ایوان حرم

سلام همساده[لبخند] واقعا خداروشکرکه دلخوشی های کوچکی توی ناخوشی های این روزها پیدا میشه... اعیادرجب گوشت وشادی بشه به تنتون[نیشخند] یا علی

وفـــــا

...

وفــــا (... از عهد من تا وفای تو ...)

گفتین آلبالو...!!! یاد بچه گی هام افتادم...!!! واقعا یادم رفته میوه از درخت کندن چه حس خوبی داره............!!!!! دلم درخت انجیر میخواد...!! و چسبناکی های بعد کندن انجیر...!![لبخند]

وفــــا (... از عهد من تا وفای تو ...)

کلا تحمل نداشتن هر چیزی رو دارم جـــــــــــــــــــز برق...!!!! یعنی برق که قطع میشه.. من میرم تو تختم و تا وصل شدنش ... زندگی رو متوقف میکنم....!!!!