آه

آه... آه تنها کلمه  ای هست که از درون انسان و از ته قلب و جگرش بلند میشه و بیرون میاد... آه ساده هست، آه غمناک هستش، آه دردناک هستش ،آه نشونه خستگی و درماندگی  هستش، آه فریاد خاموشی هست  نسبت به بیرون و محیط اطراف، آه ویرانگر  هستش ، آه از ویرانه دل  خارج میشه...آه...

.....

هوا ابری شده،  من هم میخوام ابری بشم ابری و تاریک ، درست مثل ابرهای سیاه آسمان ... دلم نمیخواد دیگه روشنایی رو از این تاریکی رد بکنم . دلم میخواد تاریک و سرد باشم... مثل هوای ابری و سرد الان... دلم  دیگه روشنایی نمیخواد دیگه اعتقادات هم نمیتونه  جای چیزی رو بگیره. باید سرد بود و خشن درست مثل دیگران. باید فقط و فقط  به پول اهمیت داد . اصالت در پول هستش نه در مهر... باید تغییر کنم و این یه خورده باقی مونده رو هم از بین ببرم. باید مثل دیگران بشم. باید زندگی رو فقط از دریچه  سیاه و کدر  زمینی نگاه کنم و منتظر  و امیدوار  به چیزی نباشم....

....

رفتم و دیدم و شنیدم  و درک کردم که زیبایی زیباست... اما...

...

بعد از یک سال و خورده ای ۶ عید رفتم سر مزار فامیلم.  انگار قبرستان برزگتر شده این چند وقته که نرفتم. به سختی و با نگاه کردن روی سنگ قبر ها بالاخره  مزار  مادربزرگم (پدری)رو پیدا کردم.  خیلی وقت بود  که سر نزده بودم... مزار پدربزرگ (پدری) رو پیدا نمیکردم چند دقیقه  گشتم و دوباره برگشتم کنار مادربزرگم و  از اونجا نگاه کنم به جهت همیشگی و پیدا کردم. رفتم سر مزارش  ... خواهر ام میگند اونجا دور هستش  و اگه داخل شهر  بود بیشتر میشد سر زد اما به نظرم  اونجا خیلی بهتر از قبرستان شهر  هستش . راحت و رها  کنار تمام اجداد و فامیل... دوست دارم  اونجا دفن بشم.  از این قبرهای ردیف شده و  روی هم  خوشم نمیاد. دوست دارم که  کنار  تمام اجدادم در اونجا در آرامش ابدی هستند باشم... دلم برای مادربزرگم  تنگ شده...

     ....

/ 8 نظر / 5 بازدید
مرتضی

سلام به ما هم سر بزنید fun.farabit.ir ------------------------ بازدید روزانه ما بیش از 2000 است در صورت تمایل حاضر به تبادل لینک هستیم

آرمان

سلام. الهی بمیرم تو رو خدا اینطوری ننویسید حالم خراب شد. خواهش می کنم. اینطوری نگید.

آرمان

ببخش اما اینو واسه عزیزترینم اینجا می نویسم : همه می دانند که من و تو از آن روزنه سرد عبوس باغ را دیدیم و از آن شاخه بازیگر دور از دست سیب را چیدیم همه می ترسند همه می ترسند، اما من و تو به چراغ و آب و آیینه پیوستیم و نترسیدیم سخن از پیوند سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو و صمیمیت تن هامان ، در طراری و درخشیدن عریانیمان مثل فلس ماهی ها در آب سخن از زندگی نقره ای آوازیست که سحرگاهان فواره کوچک می خواند...... (فروغ فرخزاد) دوستت دارم تا بمیرم. می خوامت تا بمیرم. در حسرتت می مونم تا بمیرم.

آرمان

اصالت در پول هستش نه در مهر... اینو نگید. اصالت در پول نیست تو عشقه. اگه ظالمهایی هستند که اونو با پول عوضش می کنن شما نباید مثل اونا باشید. مهم نیست دیگران چه جوری هستند شما همونی که هستید باشید. حیفه چون آدمهایی که به پول اهمیت می دن زیادند . اما آدمهایی که دنبال مهر و عشق هستند انگشت شمارند. پس اون انگشت شمار بودن , قشنگ تره تا مثل آدمهای دیگه باشی. اشتباه نکن. حیف قلب دوست داشتنی شما نیست که اینطوری خرابش میکنید.

بهار

سخته که بهت بگم اینجوری نگو چون تنهایی و شکست توی عشق رو تجربه کردم.اونیکه میگفت واسم میمیره و واقعا میمرد و واقعا دوستم داشت مجبوره ازم دل بکنه بخاطر خانوادش اینکه بدونی دوستت داره ولی مجبوره ترکت کنه خیلی سخت تر از اینکه بدونی دیگه نمیخوادت.حمید جان آدمای خیلی خیلی دلشکسته تر و غمگینتر از تو ام هستن ولی بسپار به خدا و اینقدر نا امید نباش.اگه یادت بود واسه منم دعا کن زیاد چون زندگیم داره تموم میشه. همیشه موفق باشی.

آرمان

رفتم و دیدم و شنیدم و درک کردم که زیبایی زیباست... آره حمیدجان زیبایی زیباست. چون نگارنده زیبایی زیباست. چون نقاش عشق و زیبایی قشنگه. البته ناگفته نمونه که عزیزترین من که مثل یه نقاشی می مونه مثل نقاشش زیباست. با هر جمله ای که می نویسم دلم براش می لرزه. کاش می شد که ..... اما افسوس.

متین

منم گاهی وقتا اینجوری دلم مگیره.... یعنی میدونم هر وقت احساس میکنم از خدا دور شدم این حس میاد سراغم... اصلا دوسش ندارم... خدایا هیچکسو تنها نزار...

رفتم و دیدم و شنیدم و درک کردم که زیبایی زیباست... اما... همش دروغ بود. نه ؟؟؟؟؟؟