عشق مثل يه سفر بي بازگشت هستش

 

 كه هر كسي نمي تونه به اون سفر بره

 

 تا وقتي كه معني عشق رو نفهميده چيه.

 

بيا ره توشه برداريم./ قدم در راه بگذاريم.

كجا؟ هر جا كه پيش آيد./ بدانجائي كه ميگويند خورشيد غروب ما

زند بر پرده شبگيرشان تصوير./بدان دستش گرفته رايتي زربفت و گويد: زود.

وزين دستش فتاده مشعلي خاموش و نالد: دير....

بيا اي خسته خاطر دوست! اي مانند من دلكنده و غمگين!

من اينجا بس دلم تنگ ست./ بيا رهتوشه برداريم

قدم در راه بيفرجام بگذاريم...

اخوان ثالث

/ 1 نظر / 7 بازدید
ماماني

سلام / خيلی شعر قشنگی بود اميدوارم هر کجا هستيد موفق باشيد و سلامت .