سال نو....

سال جدید  داره میاد و کم کم داره این سال با تمام تنهایی و دوری از تو بودن هاش میره...
کاش مثل یه درخت توی این روز ها از خواب زمستانی بلند میشه و دوباره زنده میشه
و شکوفه  در می اره و برگهای ریزش دوباره جوانه می زنه ، عشق ما هم از این
خواب زمستانی بیدار میشد و دوباره مثل سابق  سبز میشد و ما  شاید می تونستیم که
با هم باشیم...کاش تو بودی و به من می گفتی که میشه این روزهای درد و تنهایی رو
پشت سر گذاشت و با هم به روز های بهاری و سر سبز برسیم... کاش تو که مثل یه
شکوفه کوچیک زیبا و قشنگ و مهربان هستی  میشد که پیشم باشی... کاش دوباره

بهت بگم که دوستت دارم...

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
عاشق مسکین

گاه می اندیشم،می توان سخت گریست می توان رنگ سپیدی روی هر دیده کشید سال نو بر شما مبارک

عاطفه

عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهاي شاد خلوت گرم کبوترهاي مست نرم نرمک مي رسد اينک بهار خوش به حال روزگار خوش بحال چشمه ها و دشت ها خوش بحال دانه ها و سبزه ها خوش بحال غنچه های نیمه باز سال نو مبارک! همیشه دوستدارت عاطفه!

رضا م

سلام حمید رضا ...خوبی ؟ شنیدم دوباره دانشجو شدی .. خیلی خوشخال شدم .. کجا ؟ چه رشته ای ؟ ؟؟ سال نو هم مبارک باشد و پر از شادی و سلامت و شادکامی. خوشحالم از این که در سال گذشته با شما و وبلاگ خوب تون آشنا شدم و از همراهی و همدلی ها تون هم برخوردار شدم.. نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی[گل]

پرنیا

بهارت مبارک کجایی حمید رضا؟

عاطفه

سلام حمیدرضای عزیز کجایی پسر؟ به روز کردم با یه شعر جدید و منتظر حضور گرم تو

زیبا

سلام [تایید] سال نو مبارک [گل][گل][گل][گل] خیلی بی وفا شدی من حداقل ماهی یه بار اینجا میام ولی تو یه ساله نیومدی وبلاگم [نیشخند]

زیبا

ان شالله که میگی[چشمک]

sam

ای کاش که ان شمع طرب می آمد وین روز مفارقت به سر می آمد آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست ای کاش که جان ما به لب می آمد سال نو مبارک حمیدرضا سال خوبی داشته باشی[گل]

لیلا

سال نو مبارک[گل][گل][گل]