این روزها اصلا حال روحیم خوب نیست. نه دلخوشی و نه آینده ای که بهش امیدوار باشم...هر روز میرم سرکار و برمیگردم . خسته شدم از این روزهای تکراری و بیخود...

/ 2 نظر / 23 بازدید
رها شایان

همه این روزها دلتنگ و خسته هستند . انگار جبر زمونه ایجاب می کنه که آدم دلمرده باشه .

روی تختم ولو می شوم ... تنها صدای جیر جیر تختم است , که خسته تر از من , از بار سنگینش می نالد. و این سکوتِ تکراریِ مرگبار , که خسته ترم می کند. من خسته... سیگارم خسته... تختِ پیر خسته... من از زندگی خسته... زندگی از من خسته... خستگی امانم را بریده. سیگاری آتش میزنم که صدای سوختنش مرهم عذابم باشد. سیگارم را اسلحه ای میبینم... تیری به قلبِ سکوت... گلوله ای به بنیانِ خستگی...