وقتی بچه بودم فکر میکردم بعد از لحظه سال تحویل باید یه تغییری ایجاد بشه . همیشه منتظر اون تغییر بودم اون عوض شدن حالت و اون لحظه که با لحظه قبل از سال تحویل فرق بکنه... 

دیگه خیلی وقته اون فکر ها رو ندارم و میدونم تغییری ایجاد نمیشه و همه چیز مثل قبل هستش. دیگه اون شادی و انتظار رو توی لحظه سال تحویل ندارم.... درست مثل امسال  که حتی برام نسبت به سال پیش حتی بی حس تر بودش....

 

......

تو نیستی کنارم . تو نیستی پیشم و من تنهاتر از قبلم . تنهای تنها توی آغاز سال  نو....کاش میشد بغلت میکردم محکم محکم بغلت میکردم....

/ 4 نظر / 8 بازدید

[گل][گل][قلب] عیدت مبارک

احمدی

سلام . ممنون از لطفت. lمدتهاست که نیستی . سال و ماه فرقی ندارندخود آدم باید فرقی کند البته اگر بتواند. این لحظه ها شادیهای کوچک زندگی اند و بدون این حساب و کتاب و تقویم و دفتر و دستک شاید همه چیز تکراری می شد.

s.r

درورد برشما... تحویل سال بهانه است...باید خودتون بخواهید تا سال و ماه و حالتون متحول بشه... امیدوار امسال اسم وبلاگ عوض بشه... "حمیدرضا و همدمش...":) شاد باشید و آرام... امیدوارم وضعیت کار و کمرتون هم بهتر بشه...

پدر

سال نو مبارک رفیق قدیمی