زود رسیدن

همچین با سرعت حرکت می کنند که انگار اگه یه دقیقه دیرتر برسند ممکنه خدا نکرده یکی از عزیزاشون از دیر رسیدن اونها بمیره. انگار کل کارشون رو بدون وقفه  انجام میدن و یه چند لحظه حتی دیر رسیدن باعث به هم ریختن کل برنامه کاریشون میشه. انگار گاز میدن  انگار تمام مسافرها آخر خط منتظر  هستند اونها زود برسند تا سوار تاکسی شون  بشند ... اما واقعیتش  اینطور نیست  چون بیشتر این افراد به آمبولانس  راه نمیدن که سریعتر  به مقصد برسه و کسی هم نگران دیر رسیدن چند دقیقه ای  اونها به خونه  نیستش  و وقتی هم کارت ساعت کار رو می زنند  انگار تازه  زمان استراحت شون شروع شده و هیچ برنامه ی کاری شون به عقب به خاطر چند دقیقه دیر تر رسیدن ، نمی افته!  اون تاکسی ها هم که باید برند ته صف و منتظر باشند بعد  از 20 دقیقه تازه نوبتشون بشه اگه  تازه مسافری  باشه! ( وقتی آخه مسافر باشه و ساعت شلوغی غروب و یا سر ظهر از بیشتر تاکسی ها خبری نیستش چون حوصله شلوغی رو بیشترا ندارن  و آدم باید کلی برای سوار شدن به یه تاکسی معطل  بشه ) . این جنون سرعت و سریع رسیدن  باعث میشه کلی خلاف بکنند و کلی حرفهای ناسزا بگند و بشنوند و کلی حق دیگران و عابران پیاده رو ضایع بکنند و یه عالمه در سال تصادف  منجرب به مرگ  عابرهای پیاده داخل شهر اتفاق بی افته. فقط برای جنون زود رسیدن  اون هم فقط چند دقیقه!...

....

 دو هفته پیش می خواستم سوار تاکسی بشم  سر ایستگاه تاکسی های  یه خط دیگه  ایستاده بودم . من می خواستم مستقیم برم و اون تاکسی ها یه جای دیگه مسیرشون بود . منتظر یه تاکسی عبوری  بودم .  یه چند تا راننده تاکسی  کنار هم ایستاده بودن  و منتظر  مسافر بودن . یه دفعه یه راننده دیگه امد و گفتش  چرا ماشین دومیه مسافر سوار کرده  نوبت اون نیست . بقیه گفتند فلانی ماشینش رو  اول پارک کرده  بعد از این نوبتشه . گفتن همین حرف یهو باعث شد راننده جدید امده شروع به دعوا کنه و تمام خانواده طرف رو شست و توی آفتاب پهن کرد و اون یکی راننده هم کم نیاورد و اون هم هر ناسزای که میشد درباره خانواده طرف بگه رو به حالت عربده  کشی  با صدای بلند گفت و یه دفعه شروع به حمله بهم دیگه کردند اگه رانند ه های دیگه و مردم  اونها رو از هم جدا نکرده بودن و  حتما کار به چاقو  و قفل فرمون  می کشید به جای یه چند چک و لگدی که بهم زدن... یه چیز ساده که راحت میشد ازش گذشت  تبدیل شد به یه کینه و دعوا  مسخره. همش به خاطر ضعف اعصاب  و عصبانیت زیاد . همش به خاطر اینکه  همه دوست دارن به هر طریق زودتر برسند و به خاطر این جنون سرعت و زود رسیدن  اعصابهاشون حسابی ضعیف شده و به خاطر هیچ و پوچ  حاضرند هر حرفی رو بزنند و  دعوا و کتک کاری و حتی قتل بکنند  چون فقط براشون سرعت  مهم  هستش...

/ 9 نظر / 6 بازدید
مامان محمد ابراهیم

بدتر از همه وقتی میبینن چند متر جلوتر باید بایستن و راه بسته است بوق میزنن و سبقت میگیرن که برن جلوتر ترمز کنن[متفکر]

ژوکر

از همه بدتر ، این عابرایی ان که نمی تونن صبر کنن چراغ قرمز شه و رد می شن از وسط ماشینا ، اونایی که تند تند جلوی ساندویچ فروشی ها ساندویچ گاز می زنن ... گاهی یه ثانیه وایمی سم و نگاه می کنم به رفت و آمد آدما و حس می کنم چقدر خوشبختم که می تونم همین درنگ چند لحظه ای رو داشته باشم و برای همه دعا کنم . البته اینا فکرای منه و می دونم هیچ کس به این چیزا فکر نمی کنه !

رضا

سلام ..هنوز هستم ! زیر پاتو یه نیگا کن ! دیدی منو ؟ وا ما ...تو این سرما و اب هویج بستنی ؟ منو هم به هوس انداختی ! اما و ..این عربده کشی ها و ناسزا ها واسه اینه که مردم اعصاب ندارن ...گیجن ! تو سری خور شدن ! قانون جنگل حکفرما شده ! زور بیشتر .... زندگی بهتر ! قدیما این جوری نبودیم اینجوری شدیم !

احمدی

سلام ... راستی کجا میخواهند برسند؟ بعد که رسیدند میخواهند چه کنند ؟ برای چه میروند؟‌برای چه می رسند ؟ ...

*شیطون کوچولو*

[گل] [ماچ] درود, خیلی مطلب جالبی نوشتی !!! ولی به نظر من مسئله سرعت نیست, هر کسی دوست داره به دیگران نشون بده که بهتر از بقیه هست و هر کس با توجه به شرایط و شعورش این کار رو انجام میده !!! [رویا] الان دیگه متاسفانه مردم به فکر دیگران که نیستن هیچ, به فکر خودشون هم نیستن !!! [نگران] مثل همیشه موفق باشی. [قلب]

حاج رضوان

سلام وبلاگ پرمحتوايي داريد... آپم لطفا به ما سر بزنيد www.naslejavane90.mihanblog.com

ناتالی

خیلی جمله ی کلیشه ای هست اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه ! متاسفانه تو کشور ما اصلن قوانین رو رعایت نمیکنن و ... چی بگم والا :|

گنجشک های ایوان حرم

سلام پست قبلی رو خوندم. پس شما هم بعله!!! هزارسال به سوی تو آمدم افسوس دوری از من ای امید محال ازهمیشه دورتری همیشه اما در من کسی نوید می دهد که می رسم به تو شاید هزارسال دگر... ای داد بی داد[ناراحت][گل] یا علی