مسافرت طولانی..........

حرفهای خیلی زیادی میشه زد درباره زندگی و کار و خانواده و گذشته و حال و آینده و میحط اطراف و همکاران و همکلاسی های سابق و  همسایه ها و حتی عابرهای  پیاده ای که شاید هیچ وقت دیگه توی زندگی حتی نبینیمشون ، میشه کلی حرف زد  اما حرف اصلی یه چیز دیگه هستش درد و عامل تنهایی یه چیز دیگه هستش که نمیشه بازگو درست کرد و درباره اون به راحتی چیزهای دیگه گفت... نمیشه درباره عشق و دانایی حرفی زد که به طور کامل توضیح بده  ... باید بعضی وقتها حرفی نزد و  فقط نظاره گر بود نظاره گر عشق و شیدایی و شور اون و درد و رنج دانایی و دونستن ....

............

بعضی وقتها انگار باید از زیر کار در بری وگرنه اگه کارت رو درست انجام بدی فکر می کنند که ساده  هستی و دیوونه...

......

دلم یه مسافرت طولانی میخواد یکی دوسال از خونه برم و برگردم و ببینم و چیزهای جدید تجربه بکنم... کاش می تونستم همچین سفری برم. کاش یه همسفر داشتم که پایه همچین مسافرتی بود ... مهم نیست کجا مقصد این سفر باشه یا چطوری ... مهم فقط خود سفر هستش...

/ 10 نظر / 20 بازدید

سلام، یعنی دونستن زیاده که اذیت میکنه شما رو؟ گاهی سکوت تاثیرش از هر حرفی بیشتره...

رها راد

دلنوشته هاي دلنشين لبـــــــــانم را دُوخته ام مبــادا بگويم "دوســـــــتت دارم " که هر بار گفتـــــم ، تَنــــــــــــهايي ام بزرگتر شد ....

رها راد

رويايي دارم…در اين روزگار آلوده به ترديد…به سياهي..به غم رويايي دارم…در اين بيهودگي…افسردگي…جان پريشي..خواب آلودگي به گناه رويايي دارم…در اين ديار شکست قلبها…در اين گودال پايمال عشق..آغوشهاي سرد آري…رويايي دارم..روياي يک آسمان آبي..هوايي تازه براي نفس کشيدن… رويايي دارم…براي تو…براي من…براي آسماني آبي..

رضا .م

اره ..گاهی وقتا باید از بازی کنار بکشیم و فقظ نظاره گر باشیم .. اونم که گفتی درسته ..اگه کار رو درس انجام بدی فک می کنن دیونه ای ...ببین ما کجا داریم زندگی می کنیم[ناراحت] و سفر ...سفر یعنی من و گستاخی من ..همیشه رفتن و هر گز نماندن ..هزاران ساحل و نادیده دیدن ..به پرسش های بی پاسخ رسیدن ...

لیلا

همسفر رو اگه از ته دل صداش کنی پیدات میکنه!

سلام، فكر ميكنم قبلن يه پستی اينجا خونده بودم كه نوشته بوديد به خاطر خوندن تعداد زيادی كتاب توی زمينه های مختلف فكرتون درگير مسائل زيادی ميشه. به خاطر همين گفتم شايد دونستن زياده كه اذيتتون ميكنه... من منظورم از ترشی واقعا ترشی خوراكی بود، اما با نظر شما كاملا موافقم، شما طرز فكرتون به عنوان يه آقا واقعا تحسين برانگيز بود

ملیکا

مرسی که به من سر زدی چرا یه برنامه سفر نمیریزی خوب تنها برو بهتر از نرفتنه که....بنباید منتظر همسفر بمونی تو برو تو سفر شاید پیدا شد

من

با رفتن چیزی درست نخواهد شد..

s.r

سلام من هم خیلی وقته دلم همچین سفری رو میخواد... یک کوله پشتی و یک کفش راحت برم تودل طبیعت جایی که آدم زیاد نباشه به جز یک همسسفر که باهاش از مشغولیات ذهنم بگم و اون بگه...تا یکم به آرامش برسم... امیدوارم بتونید برید به این سفر .با یک همسفر خوب...گاهی میشه به درون خودتون هم سفر کنید خیلی چیزها عوض میشه خیلی...

حسین

من هم بدم نمیاد فقط یکسزی مشکلات هست که از مهمترینش میشه به پول اشاره کرد