قدم در راه بی بازگشت

بايد بریم به سوی بی نهايت

 به يه سفر

 يه مهاجرت

 به يه راه بی  انتها

 من اينجا بس دلم تنگ  ست

و هر سازی که می بينم بد اهنگ ست

بيا ره تو شه برداريم و قدم در راه بی بازگشت بگذاريم

ببينيم آيا اسمان  هر کجا همين رنگ  ست

 می دونم که کسی نيست همراه من بشه اما من کم کم بايد به تنهايی

اماده رفتن بشم به يه سفر . کاش يه همسفر  وفادار   بود که با من قدم در

اين راه بذاريم .کاش....

/ 2 نظر / 5 بازدید
maryam

عاقبت خط جاده پايان يافت من رسيدم ز ره غبارآلود تشنه بر چشمه ره نبرد و دريغ شهر من گور آرزوهايم بود! همراه چيز خوبيه به شرطی که نخواد تو رو با خودش به ناکجاآباد ببره

ziba

سلام چه زيبا بود ...