دلم گرفته نمیدونم باید با این زندگیم چیکار کنم.نه یاری و نه امیدی و نه دیاری....دلم گرفته . حالم  از همه چیز بهم میخوره مخصوصا از خودم . از زندگی که برای خودم ساختم و از این وضعیتی که دچارش هستم از این همه سستی و بیخیال همه چیز شدن خسته شدم.... نمیدونم از این زندگی چی میخوام و این زندگی از من چی میخواد. کاش پایانی بود بر این غم و درد همیشگی..... کاش اینطوری نبودم توی سی و دو سالگی فقط سردرگم و گیج هستم. تنها در تنهایی که برای  خودم  ساختم.....

/ 0 نظر / 6 بازدید