تنهايی

می دونيد ادم  تنها  وقتی که باشه  واقعا خيلی براش سخته که اين تنهايی رو

تحمل کنه و باهش کنار بياد. وقتی که کسی نيست که با اون بتونی حرف بزنی

وقتی که توی جمع احساس تنهايی می کنی و سعی می کنی که از همه به نوعی

کناره بگيری چون می دونی که اونها بدتر باعث ميشن که تو تنها تر بشی   و احساس

بد تنهايی رو با تمام وجود  حس کنی. وقتی که می بينی تمام اطرافيانت فقط به فکر

 خودشون هستن   و کسی اصلا تو رو به حساب نمياری بدتر احساس تنهايی

می کنی..

وقتی که برای ديگران هر کاری رو که از دستت بر مياد می کنی اما اونها هيچ وقت

قدر کارهايی که  براشون با کمال ميل و از سر محبت کردی رو نمی دونن و به جای

تشکر  باهت يه رفتاری می کنن که انکار طلبکار هستن و تو کم کاری کردی

در حالی که هيچ وظيفه ای نداشتی به اونها کمک کنی  و با  حرفهاشون

باعث ميشن که تو حس بدی به خودت و زندگی پيدا کنی اونوقته که تو می فهمی

تنها هستی...

وقتی کسی پيدا نميشه که تو رو دوست داشته باشه و  تو با اون راحت باشی

و قلبت رو به دستش بسپری... وقتی که تنهايی اونقدر به تو فشار مياره که

 هی در حال گريه کردن و خنديدن  عصبی ميشی . همش  توی رويا ميری

و زندگی برات سخت ميشه  همش به فکر  يه راه نجات هستی اما هيچ راه

نجاتی  برات نيست   اون وقته که می فهمی تنهايی  يعنی چی؟

يعنی جهنم... اون وقت تو نبايد به فکر يه فرشته نجات باشی چون اون  فرشته

هم اگه بياد اون هم از شانسی  که داری  مطمئن باش که خودش  هم  يه مشکلی

داره...

راستی من از يه بابت خوشحال بايد باشم توی اين  روزهای تنهايی و جهنميم

 يه دوست دارم که تا بحال نديدمش اما از همه کسايی که تا بحال ديدمشون

بيشتر دوستش دارم  و خوشحالم که اون حداقل به ياد من هست با اينکه  تا بحال

فرصت نشده اون رو ببينمش  اما می دونم که اون بهترين فرد روی زمينه...

/ 6 نظر / 5 بازدید
mohadese

سلام بعضی موقع ها تو زندگی همه چی رنگش می شه سياه،يه دوستی بهم می گفت اين حرف از مطلق نگری مياد!اما چند سال بعد اقرار کرد که پيش مياد که همه چی سياه بشه،روزايی که تنهايی مياد سراغ آدم ... وقتی عزيزی ازمون دور می شه..اما می دونی،بعضی موقع ها وقتی يه دوست می ره حضور بقيه رو ايگنور می کنيم و خودمون مهر تنهايی به همه چی می زنيم اونوقت دوری اون يه نفر سخت تر می شه! اما می گذره،همه اش می گذره... مهم اينه که چه جوری باهاش کنار بيايم ياحق

ستاره

سلام همراه! به روزم و منتظرآمدنت!

الهه

سلام.دل نوشته هات رو خوندم.دلم گرفت.میدونی چرا؟؟یادم میفته که با چه دلهای پاکی و با چه صداقتی پیش میرن و بین راه دلشون رو به اشتباه و ناخواسته دست گر گای دور و برشون میدن شاید که دنیا به چشمشون قشنگ بشه.اما بعد از یه مدت خسته تر از همیشه با یه دل زخمی بازم تنها میشن...تنها موندن میدونم بده حمید اما مواظب باش.مواظب دل پاکت باش.

پريسا

سلام خداروشکر که يکی هست به تو فکر کنه و براش مهم باشه اين خودش کلی جای شکر و سپاس داره. من فقط ميتونم بگم به خدا توکل کن و بهش ايمان داشته باش چون در بدترين شرايط زندگی فقط اونه که بهت ارامش ميده و بس.

پريسا

عشق و ايمان و اميد بهت کمک ميکنن که زندگی سخت اين دنيارو اسونتر کنی و راحتتر قدم برداری. فکر ميکنی زندگی چيه؟ انقدر کوتاهه که باورت نميشه چشمهات رو روی هم بگذاری و باز کنی تموم شده و فقط يه حسرت برات ميمونه که چرا شاد نبودی شاد زندگی نکردی چرا اينهمه غم و غصه خوردی فقط سعی کن هميشه دلت پر از عشق باشه و پاکی و صداقت

پريسا

بگذار همه فکر کنن شادی با اينکه يه دنيا غم توی قلبته بگذار همه فکر کنن بی غم عالمی درحاليکه کوه صبری و استقامت بگذار همه فکر کنن که خوشبختر از تو نيست در حاليکه هرگز معنای خوشبختی رو نفهميدی بگذار همه جور ديگه ای فکر کنن اينطوری بهتره.