تا صبح

تا صبح نمی خوابی و صبح   در حال اضطراب  و نگرانی از جات پا میشی و می بینی

 که هیچ چیزی  نمونده که تو انتخاب کنی و تمام کلاس ها پر شده  و از اون ور

 یه سر به  وبلاگ استاد  یکی از درسهای چهار واحد ی  خودت سر می زنی

و می بینی  که نمره ات رو  اونجا نوشته و تو  یه  نمره بالا گرفتی.

از خوشحالی می خواهی فریاد بزنی اما یادت می افته که  الان ساعت ۷ صبح

 هستش و توی خونه همه خواب هستند.  مجبور میشی فقط از  صندلی

 بلند بشی و یه دور   ، دور خونه رو یواش بدوی و توی وجودت شادی کنی.

اما بعد باز میری سر رایانه  و می بینی هنوز هیچ اضافه ظرفیتی داده نشده

و بعد پا میشی میری دانشگاه . همش یک ساعت از  وقت انتخاب  واحدت  مونده

 اما  مدیر گروه تون هنوز نیموده و مجبور میشی یک ساعت بعد  دست خالی

 برگرددی  و منتظر حذف و اضافه بمونی.

/ 9 نظر / 5 بازدید
وفـــــا (... از عهد من تا وفای تو ...)

من هیچ وقت هیچ کتابی از سهراب سپهری برای خوندن نخریدم و نخوندم .. اما همون تعدادی که به واسطه های دیگه خوندم و شنیدم .. خوشم نیومد ... چراش مفصله ...!![لبخند]

وفـــــا (... از عهد من تا وفای تو ...)

از قیل و قال دنیا فارغ شدن فکر نکنم زیاد بد باشه ... اما از قبل و قال اون دنیا فارغ یا غافل بودن ... رو نمی دونم ... چرا می دونم ... شاید تو یک پست در موردش بنویسم .. [لبخند]

رویا

سلام موفق باشی[گل][گل]

تینا

[گل]عشق با هم زير باران خيس شدن نيست عشق آن است که يک نفر چتر شود و ديگري نفهمد که چرا خيس نشده است. به روزم[گل]

سایه ی سکوت

گفتم دل را به پند درمان کنمش جان را به کمند سر به فرمان کنمش این شعله چگونه از دلم سر نکشد وین شوق چگونه از تو پنهان کنمش ......... بیا و دلم بگشا دوست من[گل]

سایه ی سکوت

هرچی پیش میاد یه جورایی خیره...

نسترن

__??_??آپم _??___??آپم _??___??_________????آپم _??___??_______??___????آپم _??__??_______?___??___??آپم __??__?______?__??__???__??آپم ___??__?____?__??_____??__?آپم ____??_??__??_??________??آپم ____??___??__??آپم ___?___________?آپم __?_____________?آپم _?_____@ ____@ __?آپم _?___///___@__\\__?آپم _?___\\\______///__?آپم ___?______W____?آپم _____??_____??آپم دیر نکنی هاااااااااااااا