من می خواستم امروز  يه نوشته  سراسر از غم بنويسم اما   ديگه نمی خوام اولش

بايد بگم  که يکی از دوستام که فکر می کردم بهترين دوستم هستش توی اينجا  و هر

با  اون حرف ميزدم  پنج شنبه برام نوشته بود که ديگه نمی تونه با من حرف بزنه يه

مشکلی براش پيش امده که اون مشکل رو برام نگفت من به خاطر همين خيلی ناراحت

هستم خيلی به اون وابسته شده بودم وبه اون عادت کرده بودم اما  ديگه نمی تونم با

اون حرف بزنم اما عيبی نداره البته عيبی که داره اما بايد اين رو هم به حساب 

شانسی که دارم بذارم و يه توصيه هم به شما بکنم و سعی کنم که خودم به اون

عمل کنم که ديگه به کسی وابسته نشم و به وجود اون عادت نکنم و يادم باشه

که ادم تنها هميشه تنها هستش و نبايد  خودش رو گول بزنه و بگه که من تنها نيستم

چون تنها هستش. من واقعا اين چند روزه ناراحت بودم  و هستم

اما مطلبی ديگه می خوام بگم درباره  هلال احمر دانشگاهمونه که من عضو هستم

و جزء هيت اجرايی ش هستم.  امروز بعد از مدتها يه جلسه گذاشتيم و چند تا از

برنامه هايی که   قبلا طرحش رو داده بوديم امروز  خبر دادن که تصويب شده و ميشه

اجراشون کرد.  دوتا مسابقه و يه جشن روز دانشجو و يه بازديد از کهريزک تهران.

من مسئول پيگيری و معرفی  افراد برای رفتن به کهريزک  برای باز ديد از اونجا شدم

چون طرحش  رو خودم داده بودم احتمالا  دو هفته ديگه جمعه به اونجا ميريم

می دونيد اونجا جايی که ادم ها تنها هستن به معنای واقعی . جايی که ميشه

تنهايی رو حس کرد... وقتی رفتم اونجا حتما درباره اونجا می نويسم چی ديدم

...

می دونيد الان که دارم اين رو می نويسم  داره بارون مياد و من هم  خيلی احساس

تنهايی می کنم خيلی...

راستی  تولد من نزديکه ۲۴ ابان من اون روز می خوام برای خودم جشن بگيريم

يه کيک بخرم و خودم توی خونه پيتزا درست کنم  . البته اگه بشه احتمالش کمه

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد        چون بشد دلبر و با یار وفا دار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت          آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار      طالع بی شفقت بین که درین کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر                وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می ام ده که نگارنده غیب            نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

تا که پر نقش زد این دایره مینایی                  کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت     یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

من هر شب به یاد تو هستم اما تو...

/ 10 نظر / 5 بازدید
nemon

سلام . من شمم رو لينک کردم. يا علی

parisa

سلام جوابت رو برات اف گذاشتم.

سائل

سلام حميدجون. تو منو داری. يادت نره. پيشاپيش تولدت را تبريک می‌گم.

فرخنده

سلام...خوش به حال دوستت که انقدر عزيزه.اميدوارم مشکلش حل بشه برگرده پيشت.ناراحت نباش.

rozi

سلام ......اره تنها اشتباه ما ادما اينه که فکر ميکنيم تا زمانی که با يه دوست دمخور شديم واسه هميشه باهامون راه مياد اما اينطور نيست ....من خيلی وقته ديگه دلبستگی ندارم .....

ziba

سلام دوست عزیز نبینم ناراحت باشی؟///

شبگرد عاشقي

سلام حميد رضا جوون ، خوبي؟؟؟چي شده؟توئم كه بهم ريخته شدي چرا؟؟؟من روز ها نمي تونم آنلاين بشم... مواظب خودت باش غم به خودت راه نده.من هميشه به فکرتم ... فکر کنم خودت می دونی تو چه وضعی هستم...

Anna

پيشاپيش تولدت مبارک ،‌بارونم خيلی قشنگه خوشبحالت که بارون می باريد

رضا مهراد

سلام ..حميد رضا جان !! ازدست من که دلخور نيستی ؟؟راستش اين روزا از دست همه شاکی ام ..از خودم بدم مياد ..اگه گفتم لينک منو پاک کن فقط از روی دلتنگی بود و غم و غصه و لا غير ..مشکل من تو دانشگاه هست ..نمی دونم چطوری بگم .. اصلا بی خيال .. به من سر بزن خوشحالم ميکنی.. این روزا خیلی احساس تنهایی میکنم ..

~> Reza <~

salam ! 24 aban keye ?! man up hastam ! khoshha misham bazam biay :X