از عشق و اميد...

وقتی رسیدی به اخر خط بدون من اونجا هستم که  نجاتت بدم و نذارم برات اتفاقی بیفته...

وقتی  از اونجا برگشتی  منتظر من نباش چون هیچ ادمی نیست که بیاد من رو نجات بده

حتا تو...

عشق رو شروع کردم توی یه روز زمستانی با گفتن  دوستت دارم به تو...

چقدر  زیبا بود و چقدر قشنگ بود اون لحظه... لحظه گفتن  حقیقت دلم  به تو...

زیبا بود و پر هیجان ... میدونی اون شب من خیلی اروم و راحت خوابیدم... من اون روز به

یه آرامش خاص و خیلی خوب رسیدم... چقدر زود این ارامش  از بین رفت...

یه روز  که خوب شروع شد اما اخرش ...

من هنوز امیدوارم ... هنوز  امید دارم به اینکه یه روز ...

از عشق با من حرف بزنید... از معشوق زیبای من  بگوید ... از مهربانی و زیبایی  او بگویید...

بدانید که معشوق من زیباترین و قشنگترین  و مهربانترین انسان روی زمین است...

هر چه بگوید و هر چه اتفاق بیفتد  مطمئن باشید که که حتا یک لحظه من به جز این

فکر نخواهم نکرد....

همیشه امیدوار  باش... هیچ وقت امید ت رو از دست نده...امید وجود داره در هر حالتی...

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

سلام به خاطر مطلب زيبايی که نوشتی ازت ممنونم.تو اين مدت کمی که خودم وبلا گ ساختم با دوستای زيادی اشنا شدم که خيلياشون با اينکه عاشقن از نا اميدی و تموم شدن همه چی مينويسند.از عشق اونا بوی مرگ و غم مياد.اما عاشق به خاطر نيازو شوقی که به معشوقش داره حتی اگه ازش دور شده باشه بايد هميشه اميد به برگشت اون داشته باشه.نفسش به نفس معشوقش بسته ست.پس حتی اگه همه درها بسته باشه اون بايد به انتظار معجزه باشه. خوشحال میشم به منم سر بزنی.

نارسيسا

آپ کردم آقا

مهر

به آنچه اميد نداری اميدوارتر باش تا به چيزی که در انتظارش هستی برسی. سلام من ميتونم لينکتونو بذارم؟آخه رفتم کامنتهای قبليمو خوندم ديدم که شما رو يادم رفته بود ولی اگه لينکتون کنم جلوی چشمم هستيد(البته شما هم مارو فراموش کردید) تا بعد

عاطفه

سلام حميد رضای گل آره حق با توئه....ديدی آدم که دچار حس غريب عاشقی ميشه با اينکه معشوقش جفا می کنه بازم اميد داره؟!.......ته دلت انگار روشنه؟......قربون خدا اگه اين اميد رو تو اينجور مواقع نمی ذاشت آدم چی می کشيد......راست گفتن که اميد مثل سوسوی يه ستاره کوچولو ميمونه توی ظلمت سياه شب......اميد داشته باش که انگار همه چی داری........ ممنون از اين سر زدنات.....هميشه کم ميارم.....مراقب خودت باش دوستدارت پری غمگين

مهلا

بر سنگ قبر من بنوسيد ، خسته بود ... اهل زمين نبود ، نمازش شکسته بود ... بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود ... چشمان او که دائما از اشک شسته بود ... بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود ... بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد مانده بود ... سلام حميد جونم ... با حرفهای عاطفه جون موافقم .. همه ی عاشقا وقتی شکست می خورن ته دلشون يه ذره اميد دارن ... منم تا الان تو اين ۴ سال اين اميد هميشه تو دلم بود ... اما حميد رضای من يه کاری کرد که اين اميد واسه هميشه از دلم بيرون بره ... داغونم ولی... خوشحال می شم بهم سر بزنی ، اپ کردم ...بای

ليلون

سلام؛ اميد فقط به توکل خدا بايد باشد وبس؛ اين آدمهای زمينی که نعوذوبالله خدا را هم نااميد کرده اند چه رسد به عشق که ديگر زير پامانده ای بيش نيست

نغمه

سلام حميد من با شما موافقم که ادم بايد اميدوار باشه منم اپ امروزم راجع به همينه حتما بخون بيا منتظرم شايد يکی يه روزی...........

حميدرضا

سلام حميدرضا جان وبت عاليه ادامه بده

۰۰۰

از رنج کشیدن آدمی حر گردد قطره چو کشد حبس صدف در گردد گر مال نماند سر بماناد بجای پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد داری شرمندش میکنی!