وقتی راهی نیست  وقتی چاره ای نیست  وقتی پناهگاهی نیست وقتی جز درد  چیزی نیست وقتی جز غم همراهی نیست وقتی دری برای تو باز نیست وقتی در تمام دنیا برات یاوری نیست وقتی وقت برای عاشقی نیست وقتی  ، وقتی نیست  . باید فقط بخندی  چون دیگه جز خنده راهی نیست...

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
دیدار

کوه پرسید ز رود ، زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟ گفت : در رفتن من کوه پرسید و من؟ گفت : در ماندن تو بلبلی گفت : و من ؟ خنده ای کرد و گفت : در غزلخوانی تو آه از آن ابادی که در آن کوه رود رود ، مرداب شود ، و در آن بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر من و تو بلبل و کوه و رودیم راز ماندن جز در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست بدان ! [گل]

شیوا

ولی بعضی وقتها خنده ایی نیست اگر هم باشه خودش غمی میشه برای ادم .