انگار یادم رفته. خطوط چهره تو رو. اون مو هات که اصرار داشتی همیشه یه جور باشه . موهای سیاه تو...  داره توی ذهنم محو میشه خنده هات وقتی توی اون رستوران سنتی کنار پارک ٬نشسته بودیم ... درباره چی میگفتیم یادته؟  ....کم کم داره چشم هات توی ذهنم گم میشه اما طرز نگاهت نه.... یادته میگفتی چطوری اون هتل و بازیگاه کودک رو به اون بزرگی ندیدم. یادته بهت قول دادم که یه روز رستوران اون هتل می برمت... 

کاش بودی....کاش میشد...نمیخوام ناراحتت کنم. نمیخوام توی هیچ وقت ناراحت بشی عزیزم. ....

/ 0 نظر / 23 بازدید