گربه

گربه از لای ستون و لا به لای سیم ها با سرعت حرکت می کنه. پیش خودم فکر می کنم چقدر گربه رها و آزاد هستش . گربه با چالاکی تمام درست مثل اینکه داره توی یه جاده مارپیچ هستش از بین موانع حرکت می کنه. ... یه ساعت بعد باز همون گربه  هستش اما این بار با یه چیز سفید بزرگ که لای  دندانهاش گرفته رد میشه... یه دقیقه بعد گربه دومی رو می بینم از اینکه این دوتا گربه رو کشف کردم  یواش  می خندم...

/ 4 نظر / 5 بازدید
محمد

میبینم که اینجا یه کریستف کلمپ داریم

ژوکر

این روزا گربه ها مثل این که فرمانروایان خیابان هان !

رضا م

سلامممممممممممممم! ای بابا ! شما ها چرا این جوری شدین ؟ اثلا مارو ادم حساب می کنی ؟ ( تو رو خدا ببین اصلا رو چه جوری نوشتم ! )

رضا م

حمیدرضا جان !!گلم ! پسرکم ! رفتی با گربه ها چیکار کنی ؟ بیا می خوام یه بازی وبلاگی راه بندازم ..تو هم باید باشی ..نباشی نمیشه رفیق قدیمی ..