گاهی وقتها در اوج  گرمای تابستان ،سرمای  زمستان  به سراغ ادم میاد...

گاهی در اوج نا امیدی ، عشق  به سراغ ادم میاد...

گاهی در  حالی تنها تر از همیشه شدی  یکی می اد این تنهایت رو از بین میبره...

گاهی وقتها  از اونجایی که فکر نمیکردی  یه امیدواری بهت داده میشه...

گاهی تو  اوج  ناراحتی و غم و تنهایی ، کسی سراغت میاد که با امدنش عشق  و زیبایی

و خوشبختی   در زندگیت  به سراغت میاد با وجود اون...

وقتی این گاهی وقتها  برات اتفاق افتاد   ... وقتی تو در اوج خوشبختی و شادی و  زیبایی

بودی و واقعا عاشق شده بودی...

یه دفعه  اون  از زندگیت خارج میشه و دور میشه دور،   دور... دورتر و دست نیافتنی تر از

ستاره های آسمون برات...  

...

گاهی وقتها در اوج  گرمای تابستان ،سرمای  زمستان  به سراغ ادم میاد...

شنبه ٢ تیر ٨۶

...

تابستان هم تموم شد و باز پاییز  تنهایی  من  شروع شد...  تنهایی  و تنهایی....