روزهای تنهایی حمیدرضا

گاهی...
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢
 

سرم زخمی شدش  روز سه شنبه . وقتی می خواستم از اتاق نگهبانی رد بشم پا به  لوله ی روی زمین افتاده بود خورد و امدم تعادلم رو حفظ کنم سرم به جای  زیر کولری کنار  نگهبانی خورد و زخمی شد....

...........

وقتی یاد بعضی از شعر های نوحه خوانها می افتادم حالم بد میشه از این تعابیر زشتی که درباره خودشون و  عزا دارها  بکار می برند ( سگ  و گربه و  از این تعابیر سخیف) دلم برای گذشته تنگ شده ...

...

گاهی نباید احساست رو بگی خیلی زود چون برداشت اشتباه می کنند . باید با منطق و عقل جلو بری  وگرنه باعث فرار و دوری و برداشت غلط آدم ها  میشی... گاهی وقتها نباید احساس درونت رو فاش بکنی...

........

برام دعا کنید برای یکی از دوستان خیلی خوبم هم دعا کنید ...

....

حالم خوبه الان...