روزهای تنهایی حمیدرضا

 
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٦
 

 من ديگه نمی خوام از تنهايی بگم از ناراحتی و از  اين جور چيزا !!! البته می خوام

سعی کنم...  من  يه دوست خوب پيدا کردم که قرار گداشتيم با هم  که ديگه از تنهايی

نگيم با اينکه همديگه رو نمی بينيم اما می خوايم که  به تنهايی ديگه فکر نکنيم  سخته

 اما ما می خوايم اين کار رو انجام  بديم