دلم گرفته  از این همه چیزها که می بینم و می شنوم ... دلم گرفته و چاره ای براش نیست  ... دلم می خواد داد  بزنم با صدای بلند داد بزنم و بعد بزنم زیر گریه  تا شاید آروم تر بشم . اما نمیتونم  داد بزنم و  فقط سکوت می کنم و بغض ...

....

کاش میشد برگشت به عقب و یه جور دیگه  زندگی کرد  شاید  زندگی آدم در اینصورت فرق می کرد و شاید هم  نه...کاش میشد اما...

...

سخته که یکی  رو بینی و بخوای و نتونی  بهش بگی ... سخته که خودت  دل خودت رو گول بزنی  تا حرفش رو فراموش بکنه... سخته هنوز اونقدر آماده نشده باشی  که بگی ...

...

وقتی قصد خوبی  داری و نمیشه  حتما حکمتی درش هستش  باید صبر کنی و منتظر باشی فقط ... باید تحمل صبر کردن رو  داشته باشی...