گویند عشق   زیبایست و  در زیبایی  عشق همین بس که  چون شعله  شمع سوختن و به فنا رسیدن  است... گویند که  عشق  دردیست که هیچ درمانی به جز  خود عشق ندارد ... عشق  کلمه بزرگیست که برای  فنا شدگان در عشق  معنا  دارد و هر کس که عاشق نیست  بزرگی این کلمه را درک نکنند...  عشق دردیست که مبتلایان  به آن درمانی نخواهند  و  درد بیشتر طلب کنند ... عشق  شور و حرارتی ست در وجود عاشقان   که از  روز الست  با اون  ها قرین است...

....

عاشق مشوید  اگر توانید

تا در غم  عاشقی نمانید

این عشق به اختیار کس نیست

دانم که همین قدر بدانید

هرگز مبرید نام عاشق

تا دفتر عشق برنخوانید

آب  رخ عاشقان مریزید

تا آب  ز چشم  خود نرانید

معشوقه وفای کس نجوید

هرچند  ز دیده خون چکانید

این  است  رضای او که  اکنون

بر روی  زمین یکی نمانید

این است سخن که گفته آمد 

گر نیست  درست ، بر مخوانید

این است نصیحت سنایی

عاشق مشوید  اگر توانید

... شاعر : سنایی  غزنوی