روزهای تنهایی حمیدرضا

گربه
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤
 

گربه از لای ستون و لا به لای سیم ها با سرعت حرکت می کنه. پیش خودم فکر می کنم چقدر گربه رها و آزاد هستش . گربه با چالاکی تمام درست مثل اینکه داره توی یه جاده مارپیچ هستش از بین موانع حرکت می کنه. ... یه ساعت بعد باز همون گربه  هستش اما این بار با یه چیز سفید بزرگ که لای  دندانهاش گرفته رد میشه... یه دقیقه بعد گربه دومی رو می بینم از اینکه این دوتا گربه رو کشف کردم  یواش  می خندم...