دیشب زیر بارون داشتم قدم میزدم  به سمت یه کافی نت رفتم تا وبلاگ رو چک کنم و یه چیزی بنویسم. زیر بارون خیس شده بودم و حسابی سر حال بودم بدون هیچ غمی و تنهایی... نظر همساده  رو داشتم می خوندم که  نوشته بود :چه  سخته که بین برف وبارون بخوای یکیشو انتخاب کنی... رفتم وبلاگش رو خوندم و براش نوشتم که  انتخاب نکن  از زیبایی هر دوتا نعمت خدا لذت ببر ... بعد از چند دقیقه خواستم برم  تازه بیرون کافی نت رو نگاه کردم  زمین پر از برف شده بود . یک دست سفید پوش . برفی که به شدت داشت می بارید و تمام  زمین رو سفید پوش کرده  بود . وقتی از اونجا در امدم  فقط داشتم می خندیدم  و لذت می بردم . فوق العاده شاد بودم  از این نعمت خداوند  ... از اینکه تمام بدنم  برف نشسته بود و یه آدم برفی متحرک  شده بودم. واقعا  زیبا بود ... خیلی وقت بود که  اینقدر شاد نبودم  فارق از هر چیزی و هر فکری...

............

گفتند جمعه میایی  گفتند  با ندایی آسمانی میایی . گفتند  تو نیز منتظری . منتظر آمدن. گفتند  دعا کنیم برای آمدنت . گفتند تمام زیبایی  با تو خواهد آمد . گفتند  تو همون اقامه کننده  عدلی در سرزمین بیدادی . گفتند تو رهایی هستی  آخرین رهایی بخش... گفتم مهم نیست چه وقت بیایی   مهم این است که حتما خواهی آمد به این ایمان دارم که خواهی آمد در لحظه موعود  و اجرا خواهی کرد وعده  الهی را برای تمام مظلومان عالم... اللهم عجل لولیک الفرج ...

..............

دیگه این چهار راه سر کوچه رو برداشتن و  جاش دوتا دور برگردون بالا و پایینش گذاشتند.   دیگه نباید ناراحت  اینکه چرا هیچوقت  راننده ها چراغ قرمز رو رد می کنند و  اونقدر جلو  پشت چراغ سبز می ایستند  که باید آدم وقت رد شدن از خط عابر پیاده  از وسط  چهار راه  رد بشه ، باشم. باید الان به فکر کسی که این نظر رو داده که یه چهار راه رو بردارند  جاش دوتا  دور برگردون  بذارند آفرین بگم. کلا تمام  مشکلات رو حل کرده . فقط  تنها مشکلی که هستش اینکه دیگه کلا ما  توی رد شدن از خیابون امنیت جانی نداریم و  باید متوسل  به سرعت دویدن و واکنش سریع  نسبت به راننده هایی که یهو دلشون می خواد  تخت گاز برند  باشیم.  ممنون از این فکر بینظیری  که دادی ...