میگه: دوست داری سرنوشت کدوم شخصیت  کتاب عوض بشه؟ میگم : مردی که می خندد. میگه : کدوم شخصیت  کتاب رو دوست داری ؟ میگم:سیدنی کارتن. میگه : این که وکیل توی کتاب داستان دو شهر هستش ! میگم: میدونم. اما از شخصیتش خوشم میاد!. میگه : دوست داشتی جای اون باشی ؟ میگم: هم آره و هم نه !. میگه : بیخیال . امروز غذا چی می خواهی بخوری؟ میگم : آب گوشت. بعدش هم  دوباره کتاب قمار باز رو می خونم!. دیگه چیزی نمیگه...