روزهای تنهایی حمیدرضا

 
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/۳۱
 

پاييز  باز رسيد من هميشه دوست دارم تو فصل پاييز شبا توی ماشين   به خيابانهای

شهر برم  و صدای باد که داره برگهای ريخته شده رو به اسمان بلند می کنه رو بشنوم

  صدای جالبيه هم ترسناک وهم غمگين. وقتی  پاييز می اد  ادم ارومتر ميشه

نميدونم

چرا شايد به خاطر سرما شايد به اين خاطر که پاييز هم مثل  بيشتر ادما غمگينه و

احساس تنهايی به ادم میده.

پاييز فصل قشنگيه . با برگهای ريخته شده روی زمين به رنگ قرمز  و زرد.

توی فصل پاييز زير  باران رفتن يه حال  خاصی داره که به يه بار امتحان کردنش می

ارزه.