روزهای تنهایی حمیدرضا

ز غم آزاده کنی ...
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
 

آخر خط توی این دنیا یعنی مردن! . اگه  تا وقتی به آخر خط نرسیدی می تونی  خط زندگیت رو به پاره خط تبدیل بکنی و دوباره از یه نقطه دیگه شروع کنی چون به نقطه پایان زندگیت نرسیدی...

از دوتا قسمت  روزنامه همشهری همیشه خوشم می امده یکی امروز با فال حاف و یکی دیگه هم گشتی در دنیای خبرها...

بشنو این نکته که خود  را ز غم آزاده کنی / خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

آخر الامر  گل کوزه گران خواهی شد / حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی

حافظ.

بعضی وقتها با خوندن این دوتا بیت یه انرژی خاصی می گیرم . درست مثل یه پیامک از دوستی که هفته ها ازش بیخبری و یهو برات یه پیامک می فرسته...

....

نمیدونم تا به حال درباره سال 2012 و اینکه پایان دنیا توی همین سال هستش چیزی شنیدید یا نه؟ البته  این جور پیشگویی ها بیشتر برای احمق فرض کردن و گول زدن یا ترساندن بیشتر مردم  هستش و به درد یه سری آدم خرافاتی میخوره. اما بر فرض هم این جهان تموم بشه و  همه چیز این دنیا از جمله آدم ها از بین برن هم  هیچ چیزی عجیبی یا ترسناکی نیستش و  ما که عمری هستش از اول زندگی داریم منتظر روز آخر زمان  هستیم و منتظر تموم شدن این  دنیا هستیم چه فرقی داره امروز این دنیا فانی  از بین بره یا چند ماه دیگه یا چند سال دیگه ؟ وقتی  ایمان داری که  روز آخرالزمان بالاخره فرا میرسه و منتر و مشتاق اون روز هستی و هی دعا می کنی که توی زندگیت این اتفاق بیافته درست مثل نسلهای گذشته ، برات فرقی نداره که امروز  روز موعود باشه یا هر روز و سال دیگه.فقط به حماقت افرادی که برای این روز موعود ، روز و ماه و سال دقیق انتخاب می کنند می خندی و از اینکه افرادی بخاطر این مسئله در تمام جهان  از یه سری آدم ساده لوح سو’استفاده می کنند ناراحت میشی. واقعا چه فرقی داره توی این دنیای پر از غم و درد و نا زیبایی  بودن، باشی یا نباشی....