امسال قرار شده گندم پاییزه بکارم  نزدیک 2 هکتاری میشی احتمالا تا چند روز دیگه باید اینکار رو انجام بدم . تا آخر بهار سال دیگه وقتی گندم ها رسیدن و خشک شدن درو کنیم. امسال  نشد بکارم اما امسال  برای دومین بار میکارم  دفعه قبلی تگرگ زد و گل گندم ها رو بهار از بین برد و چون محمد  پسرعموم  زمینها رو برخلاف قرار مون بیمه نکرده بود ضرر کردم اما امسال خودم حتما  گندمها رو بیمه می کنم.  گندم کاشتن کار راحتی هستش  فقط باید بارون و برف زیاد بباره و بهار هم  تگرگ نزنه. یکی دو بار آبیاری و یه دفعه کود شیمیایی دادن و باقی هم با دستگاه و ترکتور و کمباین  هستش ...

چند وقت دیگه عروسی  نوه عموم هستش   مثل اینکه قراره هرکی توی فامیل سنش کمتر از من هستش زودتر ازدواج بکنه . قبلا توی فامیل هرکی به 24 سالگی میرسید ازدواج میکرد  اما الان خودم و پسرعموم عباس  که همسن هستیم و یکی دیگه از پسرعموهام این سنت رو رعایت نکردیم ...

این چند وقته حسابی سرم شلوغ هستش و احتمالا  نتونم تا  روز تولدم 24 آبان وبلاگم رو به روز کنم...