وقتی یاد خاطرات تلخ گذشته می افتی  یه حس غریبی به آدم دست میده  درست مثل  یه  بغض  فرو خورده  یه جای زخم قدیمی که هنوز  یاد آور اون زخم و درد  روز اول هستش وقتی دوباره بهش نگاه  می کنی انگار داری دوباره اون رو حس می کنی...

وقتی یکی  میره و دیگه نیست   انگار بخشی از  زندگی تبدیل به خاطره میشه  یه رویای گذشته...  یه وقتهایی  میشه که میخوای دوباره به اون دوران برگرددی اما  میدونی که شدنی نیست دیگه اون عزیز  پیش  تو نیستش و امکان تکرار اون  خاطره ها وجود نداره...

حس غریبی هستش  درست مثل یه بغض همیشگی که  هیچ وقت  باز نشده هیچ وقت تبدیل به گریه و فریاد   نشده  فقط بوده و هست و خواهد بود...

...

18 سال پیش  روز هفتم  مهر ماه  ، یکی از عزیز ترین افراد  زندگیم  برای همیشه از  این دنیای  فنای  رفت . مادربزرگم که برام  توی بچگی از همه مهمتر بود  و دوستش  داشتم.... یاد اون روزهای بچگی بخیر...روحش شاد ..........................