روزهای تنهایی حمیدرضا

 
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤
 

زندگی اونقدر جالب هستش که نگو . باور ندارید کافیه فقط و فقط به زندگی مردم سومالی نگاه نکنید. از اون ور قطعی و خشکسالی و از اون یکی طرف  یه دولت کم زور و بی اثر که بود و نبودش زیاد فرقی نداره . از اون یکی طرف گروه الشباب و قاتل های حرفه ای . از اون یکی طرف یه سری دزد دریایی که توی قرن 21 دارند حسابی کتی می دزد ند. از اون ور این همه کمک های کم دنیا و بیخیال کشورهای دنیا . خیلی جالب هستش  کلا زندگی جالب هستش....

...

سر چهار راه نزدیک خونه ما چند وقتی میشه هر روز موتورها رو میگیرند  حداقل روزی 50 تا موتور رو که بیمه و کلاه ایمنی و چیزهای دیگه نداره رو می گیرند  اما مثل اینکه این موتورها تمومی نداره و هر روز باز باید همین کار رو بکنند . کار خیلی خوبی می کنند حداقل با این کارشون جان چندتا آدم رو نجات میدند  اما  واقعا این چاره کار نیست . هر چقدر موتور گرفته بشه  وقتی باز موتور ارزان و غیر استاندارد به افراد فروخته میشه  به افرادی که بیشترا  اصلا نمیدونند که باید یه گواهینامه موتور داشته باشند و فقط گاز دادن و ویراژ رفتن رو بلد  هستند  باز موتورها ی جدید به بازار  و خیابون ها میاد و باز هم حادثه  تلخ... پسر خاله خود من چند سال پیش دقیقا 40 روز پیش از تولد دخترش به خاطر همین بی احتیاطی ها با موتورش به یه نیسان زد و کشته شد و بدون اینکه بتونه  دخترش رو ببینه و با اون بازی کنه و خنده هاش رو بشنوه... باید یه قانون سفت و سخت درباره فروش موتور به افراد  تصویب و با قدرت اجرا بشه وگرنه مدام گرفتن موتورها دردی رو دوا نمی کنه....

....

آورد   به  اضطرارم  اول  به  وجود

جز حیرتم  از  حیات  چیزی   نفزود

رفتیم  به  اکراه  و  ندانیم   چه   بود

زین  آمدن  و  بودن  و  رفتن مقصود

خیام