روزهای تنهایی حمیدرضا

ساز تنهایی...
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳
 

 

بغلم کن

 

به رسم مرغ دریایی/پر از پر تماشایی/ به سوزساز تنهایی... آهنگ داره پخش میشه و همین طور در فضای اتاق صداش با صدای گنجشک ها که اول صبح روی سقف ساختمان نشستند در هم آمیخته میشه... بغلم کن...

...

 

اصولا از بالا انداختن بچه های کوچولو و گرفتن اونها و خندیدن بچه ها خوشم میاد. همیشه بچه های کوچولو که بغلم میگیرم حتما یه سر بالا و پایین می اندازمشون . بگذریم که جدیدا میگند نبید این کار رو کرد و برای مغز بچه خطر داره و از این جور حرفها و چون ما هم که اصولا به حرف متخصص ها گوش میدیم دیگه اینکار رو انجام نمیدیم (البته الان بچه زیر 2 سال دم دست هم نیست همه بزرگتر از 4 سال هستند ! )

....

 

از تابستون بیشتر خیار شمش رو دوست دارم مخصوصا اگه رنده شده باشه با نمک واقعا خیلی خوشمزه میشه جالبترین قسمتش هم اینکه باید مواظب باشی اول وسطش رو ببری تا مطمئن بشی که کرم نداره و یه تیکه کوچیکش رو هم بخوری که ببینی تلخ هستش یا نه!(البته این بیشتر برای خیارهای دیمی هستش وگرنه آبی ها کمتر کرم خورده و تلخ هستند) دوم چیز هم شاتوت هستش اون هم با نمک که واقعا خوشمزه میشه اما حیف که زیاد خوردنش مساوی با پایین امدن فشار خون!... اما واقعا باحال هستش . نمیدونم تا به حال تجربه چیدن خیار شمش از بوته ها و شاتوت از بالای درخت رو داشتید یا نه ؟ وقتی نزدیکهای سحر پا بشی و بری طرف زمین و توی اون هوای خنک صبحگاهی قبل از اینکه خورشید کامل طلوع بکنه کلی خیار شمش چشیده باشی و یه چندتا از اون کوچولو هاش رو هم خورده باشی و طلوع خورشید رو هنگام جا بجایی خیار شمش ها ببینی ! واقعا جالب هستش ! یه 10 سالی هستش دیگه کمک پسرعموم نرفتم دیگه صبح زود بلند نشدم که سریع چای بخورم و پشت موتور سوار بشم و برم سر جالیز...

...

 

به سوز ساز تنهایی...