شد زمین مست، آسمان مست

بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست

....

بوی گل های بهاری و یاس ها و گل سرخ ها و گل محمدی داخل کوچه و لانه تازه ساخته شده پرنده ها روی درختها و برگهای سبز درختها و میوه های نرسیده روی شاخه ها و گل های زرد و سفید کوچیک کنار زمین خالی کنار خونه و نگاه آرام گربه چاق همسایه که برای خودش هیبتی داره از برزگی و چاقی ، صدای گاه و بیگاه پرنده ها و هوای گرمی که بعضی وقتها با نسیم خنکی سرد میشه و دلپذیر ، روزهای که بلند شده و دیگه مثل چند ماه قبل سریع تاریک نمیشه و رایحه چمن های کوتاه شده پارک نزدیک خونه (بوی که خیلی تند هستش و ازش خوشم نمیاد ) ، ابرهای سفید و سیاهی که با خودشون شکل های مختلف میسازند و با یه باد ملایم جا به جا میشند ... همه و همه دست به دست هم میده که یاد این آهنگ بیافتم و زمزمه کنم و در مستی هوای این روزها غوطه ور بشم و بیخیال این دنیا و کار این دنیا بشم و دلم بخواد فقط راه برم بیخیال همه چیز های خوب و بد این روزگار که روزگار خوبی نیست...کافیه چشم ها رو ببندی و قدم بزنی و هیچ صدای رو نشنوی به جز آواز پرنده ها و تکون خوردن شاخه و برگهای درختها بر اثر نسیم خنکی که میوزه ...

....

همیشه باید مثبت بود درباره هر چیزی و هرکسی و هر اتفاقی . مهم نیست که واقعا نمیشه همیشه مثبت برخورد کرد اما حداقل میشه این رو به عنوان یک روش در آورد و زندگی رو بر این اساس پیش برد.البته بگذریم بعضی وقتها جدی بودن و حتی منفی بودن بهتر هستش باور کنید.

...

همیشه میگند حق با مشتری هست و حق با ارباب رجوع هستش اما در 90 درصد موارد اینطوری نیست انگار ما که خرید داریم می کنیم محتاج و بدبخت هستیم و باید ممنون باشیم که مثلا فعلا فروشگاه به ما یه لباس یا یه غذایی می فروشه. متاسفانه اینجا افراد درباره شغلشون اطلاعاتی ندارند و حاضر به توضیح دادن درباره کالایی که می فروشند رو ندارند و طوری با آدم برخورد می کنند که اگه از ما نخری غلط کردی وارد مغازه شدی و اصلا براشون مهم نیست که تو چی میخوای یا یه توضیح ساده درباره طرز کارکرد دستگاه یا مشخصات اون رو ندارند. و جالبه که حتی حاضر نیستند که نوشته های سایت مرکزی و نمایندگی اصلی یه کلا و مارک رو در مغازه های به اصطلاح نمایندگی خودشون قبول کنند. مثلا چند وقت پیش یه تلویزیون خریدم . هرچی به طرف میگفتم بابا من توی سایت دیدم نوشته این سری 3 هستش و اون سری 5 . میگفت امکان نداره این سایت برای نمایندگی اصلی این طوری ننوشته و کم مونده بود حتی سرمن کلاه بذار که مجبور شد به خاطر همین یه کم تخفیف هم بهم بده . یا چند روز پیش یکی تعریف میکرد وقت حساب کردن پول غذاش ، نفر جلویی یه مقدار پول خوردش مونده بوده و گفته بوده که نمیخوام . طرف برگشته بوده که من گدا نیستم و من کلی پول دارم و از این جور حرفها !!! خوب یکی نیست به طرف بگه این گدایی نیست و تو اگه پول دار هستی و نمیخواهی کار بکنی خوب برو بشین توی خونه ت و پولهات رو بخور این چه طرز برخورد با مشتری هستش؟! اخه یعنی چی ؟ . (البته به نظرم گدا بوده وگرنه توی یه رستوران بزرگ، صاحب اونجا پشت صندوق حساب کردن نمیشینه و یه کارمند برای این کار استخدام میکنه )... کلی از این نمونه ها هستش...

تابعد...