شاید جالب باشه یا شاید هم جالب نباشه اما مطمئنا یک واقعیت هستش  اینکه هیچ چیز پایدار نیست ...


شاید جالب باشه یا شاید هم جالب نباشه اما مطمئنا یک واقعیت هستش  اینکه هیچ چیز پایدار نیست (حتما میگید چه ربطی به جالب بودن یا نبودن داره !. جالب هست چون همه چیز در حال تغییر هستش و تغییر همیشه جالب بوده فارق از نتیجه اون  که شاید خوب باشه یا بد . اما حداقل از یکنواختی بهتر هستش. جالب نیست چون وقتی چیزی پایدار نباشه چطوری میتونی روش حساب کنی و اطمینان داشته باشی و وقتی چیزی رو  نتونی بهش اعتماد و اطمینان داشته باشی همیشه نا آرام و دچار استرس  میشی  درست مثل ماهی از یک رودخونه  گرفتی و از بس لیز هستش  ممکنه هر آن داخل همون ردوخانه که گرفتی باز بیفته و بدتر از همه اینکه از بس لیز هستش هیچ اطمینانی نداری که بتونی ماهی رو نگه داری!) همه چیز باید پایدار باشه چون آدم دوست داره که همیشه در جای مطمئنی قدم بزنه به کسی دل ببنده که مطمئن باشه  دوستش داره یا براش مهم هستش  ماشینی بخره که  در راه  یهو خراب نشه . خونه  بسازه که در برابر هیچ باد و طوفان و زلزله ای خراب نشه... اما هیچ چیز در این جهان پایدار برای همیشه نیست  نه خونه و نه ماشینی و نه حتی عشقی که تا آخر عمر باهش  در آرامش زندگی بکنی. توی این دنیا به جز مرگ آدم ها در آخر ، در طول زندگی هرکسی همه چیز ناپایدار هستش اونقدر که به ساعتی دیگه هم نمیشه اطمینان داشت. تنها مرگ هستش که همیشگی و همراه همه ما هستش . اما حتی بعد از مرگ  هم خاطرات و یادگارهای آدم در این دنیا دستخوش تغییر میشه و به مرور یا از بین میره یا تبدیل به داستان و افسانه میشه هیچ وقت یکجور و پایدار باقی نمونه و  این خوب نیست...(شاید هم خوب باشه کی میدونه واقعا خوب بودن یا بد بودن یک حادثه  واقعا چیه!)....

...

راننده با تلفن حرف میزنه و در ضمن دور میزنه و با سرعت  بدون توجه به هیچ چراغ راهنمایی و یا ماشین های دیگه دور میزنه بدون هیچ توجه ای ... راننده کامیون  به یکی برخورد می کنه و بعد هم از روش رد میشه و حتی نمی ایسته ببینه که طرف چی شد؟ براش مهم نیست که اون چند ماه پیش تازه ازدواج  کرده  با کلی آرزو و امید. حتی براش مهم نیست که گواهینامه رانندگی هم نداشته باشه  فوقش باید  یه دیه بده  و بعد از چند روز یا نهایت چند ماه  خلاص بدون  اینکه احساس گناهی کنه یا چیزی اون رو باز داره دوباره سوار همون کامیون  میشه و شاید این بار گواهینامه هم بگیره که در برخورد بدی  ، بیمه پول دیه رو بده تا اون حتی نگران چند روز زندانی شدن  هم نباشه  بدرک که اون عابر پیاده مرده و عابرهای پیاده دیگه و مسافرهای ماشین های دیگه بمیرند . مهم اینکه فقط باید نگران پول دیه  باشه که اون هم با  ستاد دیه دیر یا زود حل میشه .... وقتی کنار راننده ای بشینی که میگه من به اون عابر که الان از خیابون داره رد میشه میزنم و پول دیه اش هم بیمه میده  و انگار اون انسان  نیست و فقط هدفی هستش که باید با سرعت بهش بزنی تا ببینی شتاب و قدرت ماشینت  چقدر هستش و اینکه عصبانیت رو روی سر اون  عابر خالی کنه و تازه طلبکار هم از طرف باشه ، میخواهی با مشت بزنی به دهانی که این حرفها از ش در امده و اما خودت رو کنترل میکنی چون تو نمخواهی حداقل مثل اون باشی ... تا وقتی که تنها دیه  برای تصادفات رانندگی وجود داشته باشه بدون اینکه حق رانندگی و یه مدت زیاد  زندان برای این کشتن آدم ها در نظر گرفته نشه و اجرا کامل نشه  هیچ وقت این بی احتیاطی  ها و این قتل ها  کم نمیشه....

...