حمید:پسندیده، ستوده، مبارک

رضا:خشنود، راضی، خوشدلی

توی خونه اسم من رو کامل صدا نمی زند .  بیشتر میگند حمید ، درست مثل تمام فامیل.  پدرم بعضی وقتها  من رو  رضا صدا می زنه .  دوستها هم معمولا میگند حمید و  دوستهای دانشگاهی هم که زیاد دوستیمون نزدیک نیست  مهندس صدا می زنند درست مثل من که بیشتر اونها مهندس میگم. (خوب مهندس هستند دیگه!) خودم دوست دارم اسمم رو کامل  بگند و حمیدرضا صدام  بزنم.  از اسمم راضی هستم . از اینکه نصفه  صدا میگند و فقط حمید میگند ناراضی هستم.  خودم  برای پیشنهاد اسم برای بچه ها تازه به دنیا امده همیشه اسم سیاووش رو پیشنهاد میدم . به نظرم اسم واقعا خوبی هستش . اما اگه خودم در آینده بچه  داشته باشم اسمش رو حتما علیرضا  می ذارم. تا بنوعی سنت خانوادگی رو حفظ کنم  البته نصف و نیمه.  چون همیشه هر نوه بزرگی  اسم  پدربزرگ یا مادر بزرگش  رو در فامیل ما ارث برده و به تناوب اسمها  تکرار شده. مثل خود من سه نسل قبلتر از من اسم پدر پدر بزرگم حمید بود .. خلاصه من هم دوست دارم که این سنت رو ادامه بدم ... اسم یه چیز شخصی و در عین حال عمومی و اجتماعی هم هست که زیاد مهم نیست چی باشه مهم اینکه  چی میشی (که البته حرف بیخودی هستش و احساس رضایت داشتن  از اسم در یک آدم واقعا مهم  هستش )