زندگی درست مثل هوای ابری هستش که بعد از یک بارش سخت تگرگ و بارون ، یه رنگین کمان زیبا بوجود میاد که تمام سیاهی و شدت باد و بارون قبل از اون رو از ذهن پاک می کنه و جاش فقط زیبایی رنگ های رنگین کمان باقی می مونه.. اما این دلیل نمیشه که باز هم همون طوفان و بارون چند ساعت بعد دوباره شروع نشه... زندگی سخت هست اما آسون هم هستش...

...

خوب باید اول ببینم چه کتابهایی میخوام بخرم و از کجا کدوم غرفه ها باید خرید کنم. باید ببینم چه روزی میخوام برم نمایشگاه و چطوری باید برم . باید یه لیست از کتابها تهیه کنم و البته با توجه به تجربه سال قبل یه فکری برای ناهار در اونجا بکنم و البته آب سرد هم همراه خودم ببرم تا مثل سال قبل هی آب معدنی بی مزه و نیمه گرم رو نخرم ! باید با یه برنامه کلی اول خریدهای اصلی رو بکنم و بعد دنبال کتابهای متفرقه برای یه تجربه جدید برم. سال قبل که دو تا کتاب که جالب نبود خریدم و اصلا نتونستم تا آخر بخونم با اینکه کمتر از 200 صفحه بودند اما اصلا جالب نبودند....

...

وقتی قبل از لحظه سال تحویل 1384 این وبلاگ رو درست در آخرین دقیقه های سال 83 درست کردم و بعد از چندین باری که اسم های مختلف رو امتحان کردم و هر بار پیام خطا داد بالاخره این 2392hnثبت شد و من هم وبلاگ دار شدم. اولین یادداشتم درباره درباره تقسیم کردن تنهایی در اینجا با دیگران بود و از بین بردنش. ما مثل اینکه بیشتر فقط تنهایی رو جذب کردم و از بین نبردم.... هنوز یادم نرفته اولین نظر وبلاگم رو وقتی دیدم چقدر ذوق زده شدم که بالاخره بعد از چندتا نوشته یکی نظر داده! یکی حداقل اینجا رو خونده ! چند روزبعدش هم که برای اولین بار دیدم که 7 تا نظر برای یه نوشته من داده شده یادم نرفته با اینکه بعد از خوندنشون متوجه شدم 7تا نظر رو یک نفر نوشته یه کم ذوق زدگیم کمتر شد اما باعث شد یک دوست خوب پیدا کنم یه دوستی که حالا 2 سالی میشه هیچ خبری ازش ندارم آخرین وبلاگش دیگه به روز نشده... این سالها خیلی دوستهای خوبی اینجا پیدا کردم دوستهایی که مجازی بودند اما دوست بودند...

...

باید به تنهایی عادت کرد . باید از تنهایی ناراحت نبود. باید معنای تنهایی و خوشی رو فهمید . باید زندگی کرد و از تنهایی غمگین نبود. باید به اوج تنهایی رسید...

...

روز وصل دوستداران یاد باد / یاد باد آن روزگاران یاد باد/

 کامم از تلخی چون زهر گشت /بانگ نوش شادخواران یاد باد . حافظ