گفتم :میدونی؟ گفت :میدونم. :واقعا میدونی ؟ گفت :آره!  میخواهی صد دفعه بگم آره میدونم که باورت شه؟ گفتم :نمیدونی...

...

  از این به بعد قرار هستش که عابر پیاده هم مقصر در تصادفات باشه وقتی از روی خط عابر پیاده عبور نکنه. اما وقتی توی خیابون های ما و سر چهارراه ها  یک سری بریدگی  برای دور زدن  یا رفتن ماشینها هنگام چراغ قرمز گذاشتن و  وقتی طرف دیگه چراغ برای عابر پیاده سبز شده  ، با سرعت دور میزند و انگار طلبکار هم از آدم هستند ! وقتی سر چهارراه ها با این چراغهای راهنمایی سه زمانه  هیچ توجهی به عابر پیاده نشده و مدام ماشین از همه طرف عبور میکنه . وقتی تعداد  خط های عابر پیاده و پل هوایی کم هستش مخصوصا در جاهایی که جمعیت زیاد هستش ... نمیشه بدون فرهنگ سازی از بچگی هیچ چیز رو عوض کرد مخصوصا اگه کنترل زیادی هم بیشتر جاها نشه. درست مثل اون راننده که کنار پلیس راه آروم  رانندگی میکنه و کمربند ایمنی رو  به جای بستن زیر پاش یه لحظه نگه میداره تا از اونجا فقط رد بشه و جریمه نشه.(بارها این مسئله رو دیدم) هیچ وقت این قوانین رو رعایت نمیکنه. در جایی که باید ۶٠تا سرعت بره ١۴٠ تا میره چون هیچ ترسی از جریمه شدن نداره...

....

با گچ های رنگارنگ بر روی تخته سیاه بدبختی ، نقش خوشبختی را بکشید...