روزهای تنهایی حمیدرضا

ماهی ها
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠
 

ماهی ها دارند توی آب چرخ می زنند و گاه گاهی  هم روی آب یه حباب درست

می کنند .  بعضی وقتها آروم می گیرند و بعضی وقتها هم سرعتشون زیاد میشه .

وقتی باله هاشون رو باز  می کنند  زیباتر میشند  و  وقتی هم جمع انگار  که توی

آب خیس شدن! ...راستی تا به حال به دلخواه خودت زیر بارون خیس شدی؟   یا توی

ظهر تابستون از زیر فواره های که  انگار دارند آب رو روی هوا پخش می کنند تا شاید

آسمون هم با اونها آب بازی کنه و بارون بباره، رفتی؟! ... خیس شدن و   یکی شدن

با آب بارون و   پاک شدن...

...

هنوز بلد نشدم که چطوری بدون قهوه جوش روی گاز  یه قهوه عالی  درست کنم.

از این قهوه ها خسته شدم و   خوشم نمیاد انگار مثل این روزها شده  روز هایی که 

تلخ هستند و بوی سوختگی میدند ...  از دست  ترقه ها خسته شدم.  یادش بخیر

 وقتی بچه بودم خودم هم  از این ترقه ها می زدم... سر ظهر یا  شب  یا صبح زود فرقی

نداشت مهم فقط صدا ترکیدن بود و  شادی بعد از اون...

....

دارم ترک می کنم  همه چیز رو  . تمام  عادتهای خودم رو که سالیان سال  با من

همراه بودن سخته . اما باید سعی کنم... باید تلاش کنم...