روزهای تنهایی حمیدرضا

سگ کوچولو
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢
 

ماه گفت : سلام!

سگ کوچولو گفت: سلام! ماه عزیز  من بالاخره بهت  رسیدیم!!

ماه گفت: بهت تبریک میگم  خوش امدی!

سگ کوچولو  گفت: اوه نه!  تبریک باید  بهم نگی چون  هدف من خورشید بود نه

یه چیز  نزدیک مثل تو!

ماه گفت:  چه حیف !   فکر کردم  تو  آرزوی من رو داشتی  ! ... و بعد  ماه  از سگ

کوچولو  دور شد و  اون رو میان راه  ماه و خورشید  رها کرد...۱۳۸٧/۱٢/۱٠

...

سگ کوچولو  همینطور    رفت و رفت  ...

خورشید   گفت: سلام بالاخره رسیدی!

سگ کوچولو  که حالا  بزرگ شده بود گفت: آره  رسیدم

خورشید گفت : پس الان خوشحالی؟

سگ کوچولو که حالا بزرگ شده بود گفت: نمیدونم  ....٢/١١/٨٩