رفته بودم ماهیگیری . جاش  خرچنگ  گرفتم . خرچنگ کوچیک و قرمز...

...

 دانشگاه  میری و کلا  کلاس  برگزار نمیشه داخل سرویس  دانشگاه می شینی

و البته صبر می کنی که وقت باز شدن سلف  بشه  و بعد غذا رو میخوری  و بعد میری

داخل اتوبوس  تا ساعت ١٢ و نیم منتظر  می شینی . بی خیال  و راحت بدون

هیچ استرسی  و نگرانی . زمان چقدر زود میگذره  و فقط صدای  یه  قوطی خالی دلستر

که باد  مدام این ور و اون ور  می بره...

....

فرهاد  کوه رو  تراش  میداد   به امید  نگاهی  ... فرهاد   از یک خبر  مرد  و  شیرین  به

خسرو  جواب  مثبت داد... فرهاد  تبدیل به یک اسطوره شد  و شیرین  هم  شیرین

موند ...

...

سیب سرخ  خورشید... وقتی به دستت  رسید و گاز  زدی  حتما به من بگو که  چه 

مزه ای داشت؟...

....