توی عشق فداکاری  برای ديگران وجود نداره

 

کسی که عاشقه نبايد به فکر اينکه

 

 

شايد معشوقش پيش کس ديگه

 

يا توی شرايط ديگه خوشبخته

 

اون رو رها کنه و يا عشقش رو  به اون نگه

 

چون اگه اين کار رو کنه هم خودش و هم اون

 

تا اخر عمر پشيمان هستن و تاسف اين کاری رو که انجام ده ميخورن

 

ادم پيش عاشق واقعيش بهتر از هر جا  ديگه خوشحال و راحته

 

بهترين لحظه های زندگی ادم وقتيه که با معشوقش می گذرونه

 

اين هم شعری که يه دوست برام نوشته

 

باز در چهره خاموش خيال.. خنده زد چشم گناه آموزت.. باز من ماندم و در غربت دل.. حسرت بوسه هستي سوزت.. باز من ماندم و يك مشت اميد.. ياد آن پرتو سوزنده عشق.. كه ز چشمت به دل من تابيد..باز در خلوت من دست خيال.. صورت شاد ترا نقش نمود.. در نگاهت عطش طوفان بود.. ياد آن شب كه ترا ديدم و گفت.. دل من با دلت افسانه عشق.. چشم من ديد در آن چشم سياه.. نگهي تشنه و ديوانه عشق.. ياد آن بوسه كه هنگام وداع.. بر لبم شعله حسرت افروخت.. ياد آن خنده بيرنگ و خموش.. كه سراپاي وجودم را سوخت.. رفتي و در دل من ماند به جاي.. عشقي آلوده به نوميدي و درد.. نگهي گمشده در پرده اشك..حسرتي يخ زده در خنده سرد.. آه اگر باز بسويم آيي..ديگر از كف ندهم آسانت...ترسم اين شعله سوزنده عشق آخر آتش فكند بر جانت...

 

ممنون از علی دوست خوبم