روزهای تنهایی حمیدرضا

با..........
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩
 

هیچ هدفی در زندگی ندارم ... از دیروز که  نوشته  یه دوست وبلاگی رو که بعد از یک

سال دوباره نوشته بود و درباره  اینکه برای  فرار از روز مرگی و یکنواختی  زندگیش

یه هدف برای خودش تعیین کرده بود و بعد از چند سال دوباره   درس خونده بود برای 

کنکور ارشد و  وب رو هم  سر همین ترک کرده  بود   و...، رو خوندم  دیدم که هیچ

هدفی من ندارم و دچار یه  عادت و روزمرگی  خیلی بد شدم... می خواهم یه هدف

برای خودم معین کنم   اما  نمیدونم  فعلا چی می تونه باشه  و چه هدفی می تونم

برای این زندگیم  انتخاب کنم...  اما این هدف  نباید زیاد بزرگ  باشه یا زیاد کوچیک

 و  نباید هم به  اینکه کسی  همراه من  توی این هدف باشه  اهمیت بدم  چون

تا به حال که تنها بودم  بعد از این هم فکر نکنم  فرقی بکنه ... باید فکر کنم  و یه هدف

 که حداکثر ۶-٧ سال    رسیدن بهش زمان ببره رو انتخاب کنم و  بر اساس  اون

برنامه زندگیم رو تغییر بدم و  از این یکنواختی بیرون بیام...

........

 

............

این هم دوتا  پیامک که  یه دوست برام فرستاده.

قبر واقعی ما در خاک نیست، بلکه در قلب کسانی ست که ما را فراموش نمی کنند

- انسان عاشق زیبایی نمی شود آنچه  عاشقش میشود در نظرش زیباست.

....

 هیچ چیزی مادی  ارزش  اینکه  تو به خاطرش   خودت رو   از بین ببری ، نداره!!!!!