روزهای تنهایی حمیدرضا

دوست
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۸
 

از تهی سرشار
جویبار لحظه ها جاری ست
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب ، واندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را می شناسم من
 زندگی را دوست می دارم
 مرگ را دشمن
 وای ، اما با که باید گفت این ؟ من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن
جویبار لحظه ها جاری

مهدی اخوان ثالث

... گاهی وقتها  من هم میخواهم از این دوست دست بکشم  اما باز امیدی هرچند

ناچیز  و کم  جلوی من رو میگیره...

هنوز نا امید  نیستم...