تا صبح نمی خوابی و صبح   در حال اضطراب  و نگرانی از جات پا میشی و می بینی

 که هیچ چیزی  نمونده که تو انتخاب کنی و تمام کلاس ها پر شده  و از اون ور

 یه سر به  وبلاگ استاد  یکی از درسهای چهار واحد ی  خودت سر می زنی

و می بینی  که نمره ات رو  اونجا نوشته و تو  یه  نمره بالا گرفتی.

از خوشحالی می خواهی فریاد بزنی اما یادت می افته که  الان ساعت ۷ صبح

 هستش و توی خونه همه خواب هستند.  مجبور میشی فقط از  صندلی

 بلند بشی و یه دور   ، دور خونه رو یواش بدوی و توی وجودت شادی کنی.

اما بعد باز میری سر رایانه  و می بینی هنوز هیچ اضافه ظرفیتی داده نشده

و بعد پا میشی میری دانشگاه . همش یک ساعت از  وقت انتخاب  واحدت  مونده

 اما  مدیر گروه تون هنوز نیموده و مجبور میشی یک ساعت بعد  دست خالی

 برگرددی  و منتظر حذف و اضافه بمونی.