روزهای تنهایی حمیدرضا

شب یلدا فرصت باهم بودن حتی 1 دقیقه بیشتر...
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩
 

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که 1 دقیقه بیشتر با هم بودن را

 باید  جشن گرفت...

شب یلدا یاد آور   روزهایی هستش که به عشق برف و آجیل  شب یلدا و هندوانه های

بزرگ روز شماری می کردم و می خواستم تا صبح بیدار بمونم اما حیف که هیچ وقت

نشد بیدار بمونم. یا خوابم برد یا چراغها رو خاموش کردند و گفتند بخواب...

هزاران سال هستش که ما این شب رو جشن می گیریم . شبی که سیاهی  و پلیدی

می خواهد  حتا شده برای دقیقه ای   بر این جهان  مسلط بشه اما مهر  و روشنایی بر

اون پیروز میشه. ما  پیروزی مهر رو  تا صبح انتظار می کشیم تا شاهد   روشنایی صبح

اول زمستان باشیم. تا بدونیم با اینکه زمستان  سرد هست  اما هنوز روشنایی و   مهر

وجود داره و   روز شماری ما برای فرا رسیدن بهار  شروع میشه. برای سرسبزی طبعیت

و زندگی دوباره درختها. هزاران سال پیش  پدران ما این  شب رو  یلدا  نام نهادند و ما رو

به بزرگداشت اون  ترغیب کردند برای اینکه بدونیم  حتا در بلندترین شب سال هم  

میشه به انتظار طلوع خورشید بود... درست مثل ما که بعد از هزار و خورده ای سال

بعد از غیبت امام زمان (عج)  مطمئن هستیم که بالاخره  خواهد آمد  با نور و روشنایی

و نیکی...