امروز وقتی برگشتن  از دانشگاه  توی باغهای اطراف اتوبان    چندتا درخت رو دیدم که

 

شکوفه هاشون باز شده بود  بهار داره  کم کم داره میاد و نمی دونم چرا دلم  هوس

بازی  چومبوش و  قایم موشک و تیله بازی رو کرده چقدر زود گذشت اون روزهای

کوچکی و بیخبری و راحتی و چقدر سریع این دنیا  داره روی واقعیش رو به من نشون

میده....